شمارهٔ ۴ - دشمن خانگی
فنودی
»
گزیدهٔ اشعار
»
شمارهٔ ۴ - دشمن خانگی
این دیده تبه نموده کارم را
آشفته نموده روز روزگارم را
بدخواه منست و دشمن جانم
چشم من و برده اعتبارم را
این دشمن خانگیست می دانم
بر باد فنا دهد غبارم را
از نور بصر بسی خطر دارم
نور است و به جان فکنده نارم را
من کشتهٔ چشم یار غمازم
خواهید از او به کینه ثارم را
در رهگذری نظر به رخساری
افکند و نمود سخت کارم را
دل برد ز بر ربود هوش از سر
زان صبر ربود و زین قرارم را
گه خسته ی عشق مهوشی سازد
این قلب رمیده ی فکارم را
گه بسته ی زلف دلکشی دارد
این خاطر مستمند زارم را
بیند رخ خوب و دل دهد از کف
گیرد ز من و دل اختیارم را
شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کش: گیرم نهان کنم به دل اسرار خویش را
شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرماید: آسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
مصطفی علیزاده
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.