شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کش
فنودی
»
گزیدهٔ اشعار
»
شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کش
گیرم نهان کنم به دل اسرار خویش را
پوشم چگونه دیدهٔ خونبار خویش را
پندم مده ادیب که مجنون کوی عشق
تغییر کی توان دهد اطوار خویش را
ناصح زشنع دار مترسان مرا که من
بر دوش میکشم به رهش دار خویش را
آخر مریض عشق توام ای صنم بپرس
یک ره ز لطف حالت بیمار خویش را
طالع مدد نکرد که روزی به کام دل
بینم نشسته پهلوی خود یار خویش را
یاران خویش را همه بیگانه کرده ای
تا آشنا گرفته ای اغیار خویش را
آخر قتیل غمزه ی عاشق کشت شویم
دانسته ایم عاقبت کار خویش را
شیخ از شراب عشق علیرغم زاهدان
آلوده کرد سبحه و دستار خویش را
شمارهٔ ۲ - وفای گلرخان: با آنکه از کف دادهام نقد وصال یار را
شمارهٔ ۴ - دشمن خانگی: این دیده تبه نموده کارم را
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
مصطفی علیزاده
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.