برگردان به زبان ساده
در شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت
شور آبه ایست آنکه بر آتش کباب ریخت
هوش مصنوعی: در دیوانهوار عشق تو، دل من همچون خون ناب جاری شد، گویی آنکه بر آتش کباب میریزد، این شور و هیجان را میسازد.
نقش سواد زلف تو بر صفحه دلم
شد چون سیاهیای که به روی کتاب ریخت
هوش مصنوعی: سایه و اثر زلف سیاه تو بر دل من مانند لکهای است که بر روی یک کتاب میافتد.
رستهست در بهار رخت لالهها مگر
از اشک خونفشان منش ابر آب ریخت
هوش مصنوعی: در بهار، چهره گلها شاداب و سرزنده است، اما گویی از چشمهای من اشکهای خونین میریزد و همچون ابر، آب میبارد.
در دیر روشنی و صفا بین که مغبچه
یاقوت ناب در قدح آفتاب ریخت
هوش مصنوعی: در میخانه، نور و صفا را ببین که دخترک زیبا، مرواریدهای قرمز را در جامی که نور خورشید در آن میدرخشد، میریزد.
شادم به معنی دگرش اینکه محتسب
گویند سوی میکده رفت و شراب ریخت
هوش مصنوعی: من خوشحالم از اینکه مفهوم دیگری دارد؛ یعنی کسی که مشغول نوشیدن در میکده است و شراب میریزد، مورد توجه محتسب قرار گرفته است.
گو در حساب عمر نویس آنکه سیم و زر
بهر نشات مطرب و می بیحساب ریخت
هوش مصنوعی: بیا تا درباره زندگیام فکر کنیم، آنکه به جای داشتن طلا و نقره، برای لذت و خوشی، بدون حساب و کتاب، خرج کرده است.
در میکده به کهنه سفالی گدا نیم
هر کس که باده ریخت ز بهر ثواب ریخت
هوش مصنوعی: در میخانه، پیش از گدایی که سفالی قدیمی دارد، بهتر است. هر کسی که برای پاداشی باده میریزد، در واقع اقدامش بیهوده است.
گلبوی گشت باده مگر از خوی عذار
ساقی درون باده گلگون گلاب ریخت
هوش مصنوعی: شاید گلابی که در باده ریخته شده، تحت تاثیر زیبایی و لطافت صورت ساقی باشد.
فانی به پیری اشک به رخ ریختن خوشست
می در قدح خوش آنکه به عهد شباب ریخت
هوش مصنوعی: اشک ریختن به خاطر پیری زیباست، مانند نوشیدن می در جام که بهتر است در دوران جوانی انجام شود.