برگردان به زبان ساده
نگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانه
بدان مژگان تاجیکانه و چشمان ترکانه
هوش مصنوعی: معشوقهٔ زیبای من با نگاهش میتواند هزار خانه را نابود کند. نگاهی که به زیبایی و لطافت بهخصوص خود را دارد، چشمان او میتواند ویرانی به بار آورد.
مرادم این بود تا چشم خود بر زلف او مالم
اگر خواهی که او را سازم از مژگان خود شانه
هوش مصنوعی: من میخواستم با نگاهی به زلف او، به نوعی او را زیبایی دهم و اگر بخواهی، از مژگان خود برای این کار استفاده کنم.
بخواهد مرغ دل را سوخت آخر بال و پر یک شب
ز بس گرد سر آن شمع میگردد چو پروانه
هوش مصنوعی: مرغ دل خواستههای خود را به خاطر عشق و زیبایی موقتی میسوزاند و مانند پروانهای که دور شمع میچرخد، شب را در پی آن زیبایی میگذراند.
بنای عشق را در دل شکاف سینه در باشد
الفها پهلوی هم بر درش خطهای دندانه
هوش مصنوعی: مؤسس عشق در دل، در جایی خاص قرار دارد و حرف الفها به طور منظم و کنار هم در ورودی آن شکل گرفتهاند.
کشم خود را ز بهر سایه هردم زیر دیواری
چو افتاد از نم تفهای آهم سقف کاشانه
هوش مصنوعی: همواره خود را به خاطر سایهای که بر سرم افتاده، به زیر دیواری میکشم؛ زیرا قطرات اشک و درد من، مانند رطوبت به سقف خانهام آسیب میزند.
گرت تیره است خلوت رو سوی پیر مغان ای شیخ
که باشد از فروغ باده روشن کنج میخانه
هوش مصنوعی: اگر فضای زندگیات تاریک و ناامید کننده است، به دنیای گلابیپرستان و عیاشی برو و از نور بادهی خوشبیختی در میخانه بهرهمند شو.
به جرم دین بتی بربسته گرداند به زنارم
چو بخشد نقد دین را گیردم از بهر جرمانه
هوش مصنوعی: به خاطر اعتقادات دینیم، به دور من خرافاتی بسته شده است. اگر دنبال دینم بروم، آن را به عنوان هزینهای برای گناهکاریم از من میگیرد.
به من پیمانه ده ساقی چو با رندان دهی ساغر
خم می را ولی بهر دل من ساز پیمانه
هوش مصنوعی: به من یک پیمانه شراب بده، ای ساقی، چرا که وقتی با رندان مشغول هستی، خوشیها و لذتها را تقسیم میکنی. اما برای من، تنها به خاطر دل خودم، یک پیمانه خاص و ویژه درست کن.
نصیحت گوی فانی هم ز آیین خرد دور است
کسی کش عقل باشد کی درآمیزد به دیوانه
هوش مصنوعی: نصیحت کردن از جانب کسی که در حال از دست دادن عقل خود است، نشاندهنده ناپختگی اوست. فردی که خرد و عقل دارد، هرگز با دیوانهها ارتباط نمیگیرد و خود را در معرض آنها قرار نمیدهد.