برگردان به زبان ساده
سرگران گشتم ازان نرگس خوابآلوده
جگرم خون شد ازان لعل شرابآلوده
هوش مصنوعی: بسیار دارم در شادی و غم در پی نرگسی که خوابآلود است و این مسئله چنان دردمند است که قلبم را ز لعل شرابآلودش خونین کرده است.
لبش آلوده به می گشت و حیاتم بخشید
جوهر جان که به یاقوت مذاب آلوده
هوش مصنوعی: لبهایش به شراب آغشته بود و این باعث زنده شدن زندگیام شد، گویی جوهر وجودم به یاقوت ذوب شدهای آمیخته شده است.
گفتمش کوی تو آلود ز اشکم گفتا
بد نباشد چمن از اشک سحاب آلوده
هوش مصنوعی: به او گفتم که کوی تو به خاطر اشکهای من آلوده شده است. او پاسخ داد که چمن از باران اشکآلود نمیشود، و این امر بد نیست.
سرخ شد چشم تو از خون دل سوزانم
همچو مستی که به خوناب کباب آلوده
هوش مصنوعی: چشمان تو به خاطر دلدرد و سوزش من خونین شده، مانند کسی که در مستی، خود را به خون کباب کرده است.
زاب ابریق ریای تو نشویم ای شیخ
خرقه خود که شد از باده ناب آلوده
هوش مصنوعی: ای شیخ، دیگه نمیخواهم به ظاهرسازی و ریا بپردازم. عبا و لباس تو که به خاطر شراب ناب آلوده شده، دیگر برایم قابل قبول نیست.
گو برای پیر مغان مست خرابم از دیر
ز اشک خونم چو شد این دیر خراب آلوده
هوش مصنوعی: بیا و به پیر مغان بگو که من به خاطر شرابی که نوشیدهام، در حال خراب شدن هستم. از زمانهایی که به این مکان (دیر) آمدم، اشکهای خونینم باعث شده است که این مکان آلوده و خراب شود.
بنده پیر مغانم که ز بحر کرمش
شسته شد جرم و نگردید به آب آلوده
هوش مصنوعی: من بندهی پیر مغان هستم، کسی که به برکت لطف و کرم او، گناهانم پاک شده و به آب آلودهای دچار نگشتهام.
دفتر خون دلم هرکه بخواند گردد
زآب چشمش همه اوراق کتاب آلوده
هوش مصنوعی: هر کسی که دفتر غم و اندوه دل مرا بخواند، با اشکهایش تمام صفحات این کتاب را آلوده خواهد کرد.
فانیا راه روانست که در دشت فنا
میرد ار تشنه نگردد به سراب آلوده
هوش مصنوعی: در این دشت فنا، راهی وجود دارد که همه در آن از بین میروند. اگر کسی تشنه باشد و به آبِ آلودهای روی آورد، حیاتش را در خطر قرار داده است.