برگردان به زبان ساده
هست رویت چون گل و خال لبت بالای او
چون حریر آل کز عنبر بود تمغای او
هوش مصنوعی: چهرهات مانند گل و دلبریات همچون حریر نرم و خوشبو میباشد که بوی خوش آن همچون بوی عنبر است.
مرغ دل را زان به سوی گلشن وصلت هواست
تا نگردد رنجه خاک آن چمن در پای او
هوش مصنوعی: دل مرغ به خاطر عشق و آرزو، به سوی باغی که دلخواهش است پرواز میکند تا اینکه پای آن محبوب، خاک آن باغ را آزار ندهد و آسیب نبیند.
با قبای لاله گون در جلوه شد گویا که آب
خورده در جوی جگر نخل قد رعنای او
هوش مصنوعی: با پوشش زیبای قرمز رنگش درخشید، گویی که آبی به ریشه نخل خوش قامت او پاشیدهاند.
از خیالش دیده و دل را بود نور و سرور
زانکه گاهی دیده و گاهی دل آید جای او
هوش مصنوعی: خاطرهاش چنان نور و شادی به چشمانم و دلم میبخشد که گاهی او در مشاهدهام میآید و گاهی در عمق احساساتم.
باعث قید جنون آمد ترا زنجیر زلف
زانکه آرد هر شبم آشفتگی سودای او
هوش مصنوعی: زلف تو مرا گرفتار کرده و جنون آورده است، چرا که هر شب به خاطر عشق تو دچار آشفتگی میشوم.
پیر دیرم زان به من دلرا ز غمها کرد چاک
کز ردای زهد پاکان شد قدح پالای او
هوش مصنوعی: پیر دینی که در کنارم بود، به خاطر دردها و غمهایم، دل را به حالت پاره و چاک درآورد. چرا که از لباس زهد و پارسایی، به سوی خوشگذرانی و لذتی چشمنواز کشیده شد.
دین فدا کردم به عشوه مغبچه سویم ندید
کش هزاران دین فدای ناز و استغنای او
هوش مصنوعی: من به خاطر魅یت و دیدار آن معشوقه، دین و ایمان خود را نادیده گرفتم، زیرا هزاران دین را میتوان برای زیبایی و خودپسندی او فدای کردم.
دل ز رعنایان باغ دهر برکندم که نیست
جز دو رنگی و دورویی در گل رعنای او
هوش مصنوعی: از زیباییهای دنیای امروز دل کندم، زیرا جز ظاهر فریب و دوگانگی در زیبایی او نمیبینم.
همچو فانی بنده شاهم کز آرایش جهان
چو نموداریست از باغ جهانآرای او
هوش مصنوعی: مانند فانی، من هم بندهٔ شاهی هستم که زیباییهای جهان مانند تزیینی از باغ زیبای اوست.