برگردان به زبان ساده
چو خاک راه توام ای تو شاه جرعه کشان
ز نیم خورد میت جرعه ای به خاک افشان
هوش مصنوعی: من به خاک راه تو تبدیل شدهام، ای شاهی که تنها اندکنوشیدنی میکنی. از باقیماندهی جام میت، جرعهای بر خاک بپاش.
هزار شرم ز دینم که هر شب از مستی
مغان برون فکنندم ز خاک دیر کشان
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر مستی میکشاندم از دنیای خودم و از جایی که در آن زندگی میکنم، اما احساس شرم و ندامت از دینم دارم.
سحر ز رنج خماریم ناخوش ایساقی
به سازمان بدو جام می صبوح خوشان
هوش مصنوعی: صبح با حال ناخوشی از خواب بیدار میشوم و در دل غمی دارم. ای ساقی، به من آن جام می خوشمزه را بده تا این حال و هوای تلخ را فراموش کنم.
ز جام وصل تو سیراب صاف نوشانند
چه شد به دردکشان نیز جرعه ای بچشان
هوش مصنوعی: از جام وصالتان، نوشیدن صاف و لذتبخش است، اما عجیبه که به دردکشیدگان هم حتی یک قطره نمیدهند تا بچشند.
غلام پیر مغانم که خاک دیرش را
به بال خویش بروبد ملک ز رفعت شان
هوش مصنوعی: خادم پیر مغانم، که برای گرامیداشت و به یاد آوردن خاک آن جا، به بال و پر خود میتازد و به این وسیله، مقام و منزلت آن مکان را نشان میدهد.
چه حد نام تو بردن که من به عشق توام
غلام ماه وشان ای که شاه ماه وشان
هوش مصنوعی: نام تو را به چه اندازه و با چه احساسی میبرم، زیرا من عاشق تو هستم و مانند یک غلام در خدمت زیبایانی که شاه هستند، باید اطاعت کنم.
مجو نشانه فانی که تا بشد عاشق
ازو بدشت فنا کس نیافت نام و نشان
هوش مصنوعی: به دنبال نشانههای زوال نباش، زیرا وقتی عاشق از آن بگذرد، هیچکس نام و نشانی از آن را نخواهد یافت.