برگردان به زبان ساده
به دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرم
به من غریب رحمی که به کافران اسیرم
هوش مصنوعی: در چشمان معشوقم گرفتار شدهام که همواره زخم میزنند بر دلم. ای رحمتی برای من غریب، چرا که در بند کافرانام.
چو بکوی و قد او شیفته ام اگر چه واعظ
دهدم ز روضه و حور فسانه کی پذیرم
هوش مصنوعی: وقتی به طرف او میروم و به زیباییاش دل باختهام، حتی اگر واعظ برایم از بهشت و نعمتهای آن سخن بگوید، هرگز آن را نمیپذیرم.
اجلم رقیب و عمرم شده آن لب روان بخش
نه از آن بود گریزم نه ازین بود گریزم
هوش مصنوعی: رقیب من جوانی است که عمرم به خاطر لبهای شیرین او سپری میشود. نه از او میتوانم فرار کنم و نه از زندگی خودم.
من از آرزوی آن تیغ هلاک و او کشد غیر
بکشید جای آنست ز غیرت ار نمیرم
هوش مصنوعی: من به خاطر آرزوی آن تیغ که میتواند باعث نابودیام شود، همواره در خطر هستم و اگر به خاطر غیرت نمیمیرم، به معنای این است که همچنان برای آن احساساتی وجود دارد که مانع از این کار میشود.
به من از تو جور ناید به کجا رسد وصالت
که ترا جناب عالی من زار بس حقیرم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از تو چیزی بخواهم، زیرا بزرگی و مقام تو فراتر از آن است که به وصال تو برسم، در حالی که خود را بسیار ناچیز و حقیر میبینم.
چو به میهمانم آیی کشم آه و نیم جانی
که جزین متاع نبود ز قلیل و از کثیرم
هوش مصنوعی: وقتی به دیدار من میآیی، از دل برایت آهی میکشم و احساس ناتوانی میکنم، چون چیزی بهتر از این لحظات و این کلمات ندارم، چه اندک باشد و چه فراوان.
پی یک نظر به کوی تو درآمدم چو فانی
نظری نهفته گه گه تو ز حال وامگیرم
هوش مصنوعی: در پی یک نگاه به کوی تو، وارد شدم. مثل فانی که در جایی پنهان شده است، گاهی اوقات از حال تو باخبر میشوم.