برگردان به زبان ساده
از باده تبرا چه کنم چون نتوانم
اندیشه تقوا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: چه فایده از بادهای که نمیتوانم خود را از آن دور نگهدارم؟ و چه کنم از اندیشه تقوا که نمیتوانم به آن عمل کنم؟
ز آشفتگی باده و درماندگی عشق
با این دل شیدا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: از سردرگمی ناشی از شراب و ناامیدی عشق، با این دل پر از شور و شوق چه بکنم وقتی که نمیتوانم کاری از پیش ببرم.
مخمورم اگر کوثرم آری که بنوشش
جز ساغر صهبا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: اگر مست هستم و مثل کوثر (آب گوارا) روحی شاداب دارم، تنها دلیلش این است که نمیتوانم جز از جام شراب بنوشم. پس چه کنم که این حالت برایم اجتنابناپذیر است؟
چون بینمش از حال روم وه که غم دل
در پیش وی افشا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: وقتی او را میبینم، حالتی به من دست میدهد که نمیتوانم غم دلام را در مقابلش پنهان کنم. نمیدانم چه کار باید بکنم.
دادن سر مویت که ستاند همه کونین
این بیهده سودا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: اگر سر خود را به پای تو قربان کنم، با وجود اینکه همه جهان به فنا میرود، این معامله بیفایده را چه کنم وقتی که نمیتوانم؟
آن مه شد و بی طاقتم این جان حزین را
در هجر شکیبا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: آن مه رفت و من با حزن و اندوه فراوان در فراق او چگونه بتوانم صبر کنم، وقتی که صبر از من برنمیآید.
فانی بره عشق نظر بر رخ خوبان
جز آن رخ زیبا چه کنم چون نتوانم
هوش مصنوعی: عاشق هستم و وقتی به چهرهی زیبای محبوبان نگاه میکنم، نمیدانم چه کار کنم چون جز آن چهرهی زیبا چیزی نمیتوانم ببینم.