برگردان به زبان ساده
اگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاک
مرا ز خاک شدن در طریق عشق چه باک
هوش مصنوعی: اگر تو مقداری از احساسات خود را نثار من کنی، دیگر برایم اهمیتی ندارد که از خاک برخیزم یا بروم. عشق حساستر از اینهاست.
به می فتادهام اما ز ضعف جسم درو
نیم غریق و روانم بر آب چون خاشاک
هوش مصنوعی: من به باده پناه آوردهام، اما به خاطر ضعف جسمی نمیتوانم غرق شوم. روانم همچون کاهی بر روی آب است.
باشک دیده بشستم ز غیر رخ بنمای
که جز پی نظر پاک نیست منظر پاک
هوش مصنوعی: چشمانم را شستم تا فقط زیبایی چهرهات را ببینم، زیرا غیر از نگاه به تو، چیز پاک دیگری در این منظر وجود ندارد.
فغان که جان و دلم سوخت ساقی گلچهر
گهی ز آتش می گه ز روی آتشناک
هوش مصنوعی: آه و افسوس که جان و دل من در حال سوختن است، ای ساقی زیبارو! گاهی از شعلهی آتش شراب مینوشی و گاهی از روی آتشین خودت میگویی.
سرم زدی و خوشم بر امید پابوسَت
اگر ببندیش ای شهسوار بر فتراک
هوش مصنوعی: سرِ من را به خاک انداختی و من با امید به درگاه تو خوشحالم. اگر بخواهی، ای سوار جوانمرد، میتوانی سرم را زیر پای خود بگذاری.
وزد چو صرصر عشق آن زمان رود به عدم
به سان اخگر و خاکستر انجم و فلاک
هوش مصنوعی: زمانی که عشق مانند بادی شدید و سرد وزیدن میگیرد، زندگی و وجود را به سوی ناکجا و عدم میکشاند، همچون خاکستر و جرقههایی که از آتش و ستارهها پراکنده میشوند.
ز غنچه و گل باغ فنا مگر فانی
نشان دهد با دل چاک و خرقه صد چاک
هوش مصنوعی: از شکوفه و گل در باغ زوال، چگونه میتوان نشانهای از فنا پیدا کرد؟ با دل شکسته و لباسهای دریده، تنها ناله و گریه میماند.