برگردان به زبان ساده
یارب چه بلاییست که آن شوخ قدحنوش
هر باده که با غیر خورد من روم از هوش
هوش مصنوعی: خدایا چه مصیبتی است که آن معشوقهام که همیشه شراب مینوشد، هر بار که با کسی جز من مست میشود، من از حال میروم و بیخود میشوم.
از بسکه سبوی در میخانه کشیدم
شد چون کف دست شترمست مرا دوش
هوش مصنوعی: به قدری در میخانه نوشیدم که حال و وضع من مانند دست شتر شده است.
آن چشم سیه را نبود حاجت سرمه
در سوگ قتیلان غمش گشته سیه پوش
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه او نیازی به سرمه ندارند؛ زیرا در سوگ کشتهشدگان، غم او باعث شده که همهچیزش را به رنگ سیاه درآورد.
بود ارچه مرا وعده وصل تو ببازی
هرگز نکنم لذت آن وعده فراموش
هوش مصنوعی: هرچند که تو وعدهی وصالت را به من بدهی و بازیام بدهی، هرگز لذت آن وعده را فراموش نخواهم کرد.
پنهان سخنم هست به آن شوخ ولیکن
کو زهره آنم که برم لب سوی آن گوش
هوش مصنوعی: سخنان پنهانی دارم برای آن کسی که شیرین زبانی میکند، اما من جرأت آن را ندارم که به او بگویم و لب به سخن بگشایم.
فانی اگرت دعوی آیین فنا هست
از رفته تأسف مخور از نامده مخروش
هوش مصنوعی: اگر تو ادعای فنا و نابودی کنی، از چیزهایی که گذشتهاند غمگین نشو و از چیزهایی که هنوز نیامدهاند نگران نباش.