برگردان به زبان ساده
سحر وزید نسیم طرب فزای بهار
که گشت باعث می خوردنم هوای بهار
هوش مصنوعی: صبح زود نسیم خوشی از بهار وزیدن گرفت و باعث شد که من به نوشیدن می مشتاق شوم.
سپه کشید سوی باغ و بین به لاله که شد
به میل و شقه یاقوت گون لوای بهار
هوش مصنوعی: آتشنشان به سمت باغ رفت و دید که لالهها چگونه با شوق و زیبایی به رنگی شبیه به یاقوت در آمدهاند، گویی که پرچم بهار را به اهتزاز درآوردهاند.
به از بهار چو فصلی برای عشرت نیست
ز مدح فصلی سازم ادا برای بهار
هوش مصنوعی: بهترین فصل برای لذت و شادمانی، بهار است. پس من از زیباییهای بهار سخن میگویم و آن را ستایش میکنم.
بهار نقد لطافت فدای یاران کرد
که نقد جان چو ما بیدلان فدای بهار
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی و لطافتش توانست جان خود را فدای دوستانش کند، در حالی که ما که مانند دیوانگان هستیم، جان خود را صرف بهار کردهایم.
بهار گرچه زداید غم از دل اما هست
تموّج می سوهان غم زدای بهار
هوش مصنوعی: بهار هرچند که غم را از دل دور میکند، اما هنوز حس عمیق غم به طور مداوم در وجودمان احساس میشود.
گشاد غنچه به گلبن ز حد برون چو سحر
وزید سوی چمن باد دلگشای بهار
هوش مصنوعی: غنچه در گلستان به طرز فوقالعادهای باز شده است، درست مانند سحری که باد دلانگیز بهاری به سمت چمن وزیده است.
اگر به مرده دمد جان عجب مدار که هست
نسیم روح در انفاس مشکسای بهار
هوش مصنوعی: اگر به مرده جان دوباره دمیده شود، شگفتزده نشوید؛ زیرا در نسیم بهاری که از گلها میوزد، روح زندگی جریان دارد.
غنیمت است بهار جوانی از پی عیش
که تا بهار جوانی بود چه جای بهار
هوش مصنوعی: بهار جوانی فرصت خوبی برای لذت بردن است؛ زیرا وقتی که جوانی به پایان برسد، صحبت از بهار دیگر معنایی ندارد.
بهار عمر غنیمت شمار ای فانی
فناش ار چه که زودست چون فنای بهار
هوش مصنوعی: عمر خود را مانند بهار ارزشمند بدان، ای انسان فانی، هرچند که میگذرد و زود تمام میشود، اما همانند بهار که به سرعت میگذرد، باید از آن بهرهبرداری کنی.