برگردان به زبان ساده
از شهد نگویم لب آن سیمبر آلود
از شیره جانست که گلبرگ تر آلود
هوش مصنوعی: از شیرینی و لذتهای زندگی نمیگویم، چون آنچه که به من انرژی و حیات میدهد، مانند شیرهای است که گلبرگ تازه را مرطوب میکند.
از خون دلم بود رخ آلوده مژگان
چون خواستم از اشک بشویم بتر آلود
هوش مصنوعی: هالهای از غم و درد بر چهرهام نشسته است، زمانی که میخواهم با اشکهای خود این آلودگی را بشوییم، اوضاع بدتر میشود.
از هجر لبت خون که همی رفت ز چشمم
زان زخم همی آیدم این دم جگر آلود
هوش مصنوعی: از دوری لبهای تو اشکم مانند خون از چشمانم سرازیر میشود و از آن زخم، اکنون دلزده و مجروح هستم.
شب سجده کنان بوده ام اندر سر کویش
بینند سحر سربسر آن خاک زر آلود
هوش مصنوعی: در شب، در حالی که سجده میکردم، به کنار کوی او رفتهام و صبح که میشود، همه جا را پر از گرد و غبار طلا میبینم.
هر جرعه که زد نوع دگر گشت مرا زانک
هر بار لب از باده بنوعی دگر آلود
هوش مصنوعی: هر بار که از نوشیدنی مینوشم، حال و وضع من تغییر میکند. زیرا هر بار لبهایم با نوعی متفاوت از شراب تماس پیدا میکند.
زاهد به صمد سجده نکرد و به صنم کرد
در دیر به می خرقه زهدش مگر آلود
هوش مصنوعی: زاهد به خدا سجده نکرد و به بت سجده کرد. در کلیسا در حالی که لباس زهد و پارسایی بر تن داشت، مگر اینکه آن لباسش را آلوده کرده باشد.
فانی طرف دشت فنا لاله ستانیست
کان دشت ز خون دل ما سربسر آلود
هوش مصنوعی: در دشت فنا، گلی به نام لاله نمیروید، زیرا این دشت از خون دل ما سرشار است و آلوده به غم و اندوه ماست.