برگردان به زبان ساده
تا خرقه و سجاده ام افتد در می چند
خواهم طرف میکده رفتن قدمی چند
هوش مصنوعی: تا وقتی که لباس و سجادهام در میخانه بیفتد، به سمت میکده با چند قدم خواهم رفت.
درکش قدحی چند و فلک را عدم انگار
در خاطرت از دور چو بینی المی چند
هوش مصنوعی: وارد کردن چند جام شراب در ذهنت، انگار که برایت از دور، درد و رنجی را تصور کنی که فلک را به عدم و عدمیت تشبیه میکند.
در گلشن دوران همه در دور قدح کن
چون نرگس آزاده چویابی درمی چند
هوش مصنوعی: در بستان زندگی، همه باید دور هم جمع شوند و از نعمتهای موجود بهرهمند شوند. همانطور که نرگس آزاد و خوشبو در دل طبیعت میروید، انسان نیز باید از لحظات زندگی خوشحال باشد و از آنها لذت ببرد.
پروانه و بلبل به کجایند که گویم
از فرقت آن شمع گلندام غمی چند
هوش مصنوعی: پروانه و بلبل کجا هستند که بتوانم از درد جدایی آن شمع گلداشتی بگویم؟ غمی چند در دل دارم.
همدم به جز از باده مسازید حریفان
از عمر گرانمایه چو باقیست دمی چند
هوش مصنوعی: با کسی جز با شراب همنشینی نکنید، زیرا دوستان در این دنیا، بندگان زمان هستند و از عمر ارزشمند خود تنها لحظاتی باقی مانده است.
حال دل عشاق جگر خوار چه پرسی؟
در میکده با عشق و جنون متهمی چند
هوش مصنوعی: احوال دل عاشقان چگونه است که از آن بپرسی؟ در میخانه، عشق و دیوانگی باعث شده چند نفر مورد اتهام قرار گیرند.
ای پیر مغان فانی مفلس چو برت شد
دیدی کمی ای چند و نمودی کرمی چند
هوش مصنوعی: ای مرشد پیر، زمانی که فقر و بیپولی بر تو چیره شد، آیا کمی از آن را مشاهده نکردی و چندی از کرم و generosity خود را به ما نشان دادی؟