برگردان به زبان ساده
نقد جان در میکده آرند قوت جان برند
جانفشان آنجا قدم نه کانچه آرند آن برند
هوش مصنوعی: در میکده، زندگی و جان را به معامله میگذارند و آنجا کسی که حاضر است جانش را فدای عشق کند، قدم میگذارد. فقط کسانی که عشق و جانفشانی را میخواهند، حقیقتاً به آنجا راه پیدا میکنند.
چون روم در میکده با خرقه زهد و ورع
دیگرم زانجا بصد دیوانگی عریان برند
هوش مصنوعی: زمانی که به میکده میروم، با لباس زهد و پرهیزکاری، اما از آنجا به شدت شگفتزده و سرمست میشوم و حتی عریان از آنجا خارج میشوم.
این چنین کز تیرباران بلا گشتم هلاک
صد سپه بهر خدنگ از خاک من پرسان برند
هوش مصنوعی: از شدت مصیبت و بلا به هلاکت افتادم، مثل اینکه صد نیروی سرسخت با تیرهای خود به من حمله کردهاند. حالا از خاک من سوال میکنند.
دل ربایان بیدلان را دل به دشواری دهند
لیک هر کامی که دل خواهد برد آسان برند
هوش مصنوعی: کسانی که دلها را میربایند، دلهای بیخبر را با سختی به دست میآورند، اما هر کسی که بخواهد دل را تسخیر کند، میتواند به راحتی موفق شود.
گر بود خوبان دوران را سر خون ریختن
سر بسر تعلیم ازان سر فتنه خوبان برند
هوش مصنوعی: اگر خوبان زمانه در پی خونریزی باشند، با سر و زبان خود باید نیکویی را آموزش دهند؛ زیرا از سر و دل این فتنه، خوبان همیشه در خطرند.
جان ز چشم او نهان بردم ز لعل جانفزاش
زانکه هر جا دزد باشد نقد را پنهان برند
هوش مصنوعی: من از چشم او جانم را پنهان کردم، زیرا لبهایش مانند لعل، که جان را فزونی میبخشد، اثرگذار است. چرا که هر جا دزدی وجود داشته باشد، طلا و جواهرات را مخفی میکنند.
تا که ویران گشت فانی بین که معماران صنع
چون کنند آباد جایی خاک ازان ویران برند
هوش مصنوعی: زمانی که جایی ویران و خراب میشود، معماران چطور میتوانند آن را دوباره بسازند؟ آنها از خاک و ویرانی آنجا استفاده میکنند.