برگردان به زبان ساده
مه آتش پرستم آتش اندر جان غمکش زد
در آتشگاه رسوایی به خان و مانم آتش زد
هوش مصنوعی: ماه، آتش مرا میسوزاند و غم در وجودم شعلهور است. در دامن آتش، رسواییام به خانه و زندگیام آتش زده است.
عجب نبود اگر غش کرده تا محشر فتد آنکاو
ز دست ساقی مهوش دو جام صاف بیغش زد
هوش مصنوعی: چقدر عجیب نیست اگر کسی به خاطر زیبایی و دلربایی ساقی، به حالتی درآید که تا قیامت در آن باقی بماند؛ زیرا او از دست ساقی باطن پاک و خوشسیما، دو جام خالص و بیآلودگی دریافت کرده است.
گر از دور جنون شد روزگارم تیره نبود عیب
که این آتش به من سودای آن شوخ پریوش زد
هوش مصنوعی: اگرچه روزگارم تاریک شده و دیوانگی بر من حاکم است، اما ایرادی ندارد که این آتش درون من تمایل و عشق به آن زیبای نازکدل را برانگیخته است.
چو مرکب تاخت آن چابک سوار شوخ در میدان
به خلق دهر آتش از شرار نعل ابرش زد
هوش مصنوعی: هنگامی که سوارکار چابک بر مرکبش میتازد، در میدان زندگی آتش را از جرقههای نعل زین اسبش به دنیا میافشاند.
دهد آب میش تسکین و لطف خنده ساغر
اسیری را که دوران شعله در جان مشوش زد
هوش مصنوعی: آب میش به انسان آرامش میدهد و لبخند شیرین یک لیوان شراب میتواند برای اسیری که به خاطر آتش غم و اندوه در درونش ناآرام است، تسکینبخش باشد.
خوش آن رندی که در دیر مغان گر ساغر گردون
ز دست مغبچه در دست او افتاد یک کش زد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در میخانه، حتی اگر لیوان شراب به دست دختر شرابفروش بیفتد، باز هم بتواند یک جرعه بنوشد و از زندگی لذت ببرد.
خوشی آن یافت ای فانی که دوران هر می ناخوش
که دادش او به فال فرخ و اندیشه خوش زد
هوش مصنوعی: شخصی که میتواند شادی و خوشبختی را در زندگی خود پیدا کند، حتی در زمانهای سخت و ناخوشایند، آن را به فال نیک میگیرد و به افکار مثبت روی میآورد.