برگردان به زبان ساده
ز خاک کوی تو بوی عبیر میآید
که سوی دلشدگان دلپذیر میآید
هوش مصنوعی: بو و عطر خوشی از خاک محل زندگی تو به مشام میرسد که این ب aroma روانبخش و خوشایند، دل عاشقان را به خود جذب میکند.
شهی که ملک جهان را به ظلم کردی اسیر
هنوز ناشده سویت اسیر میآید
هوش مصنوعی: پادشاهی که با ظلم و ستم، داراییهای دنیا را به بند کشیده است، هنوز هم چیزی از اسارتش نیافته است؛ زیرا هنوز کسانی هستند که به سوی او میآیند و خود را به اسارت در میآورند.
حلال گشت به چشم تو خون من گرچه
هنوز از دهنت بوی شیر میآید
هوش مصنوعی: چشم تو باعث شد که خون من حلال شود، هرچند که هنوز از دهانت بوی شیر به مشام میرسد.
به کوی عشق که خود قتلگاه عشاق است
کآن طرف ز اسیران نفیر میآید
هوش مصنوعی: در کوچه عشق، جایی که عاشقان به سرنوشت دردناک خود میرسند، صدای فریاد اسیران از آن طرف میرسد.
همیپرد ز طرب چشمم ای فلک هش دار
مگر که شاه به سوی فقیر میآید
هوش مصنوعی: چشمم از خوشحالی به آسمان مینگرد، ای آسمان، مواظب باش که مبادا پادشاه به سراغ فقیر بیاید.
چه روزگار نکو بود وصل ای فانی
که گهگهم به خیال و ضمیر میآید
هوش مصنوعی: زمانی که به وصال میرسیم، ای انسان فانی، روزگار بسیار زیبایی را تجربه میکنیم؛ چرا که گاهی اوقات این لحظات در ذهن و احساسات ما زنده میشوند.