برگردان به زبان ساده
ز سر آب حیاتم می آگهی آورد
به کوی میکده خضرم به همرهی آورد
هوش مصنوعی: از چشمهٔ آب حیات، خبری به من رسید که به کوچهٔ میخانه، سبز و شاداب به همراهی من آمد.
چنان که کشتی سایل سپهر بین ز هلال
ببزم دردکشان ساغر تهی آورد
هوش مصنوعی: چنان که کشتی، دریا را میپیماید، در حالی که از ماه نو به سمت خالی شدنش میرود.
می صبوح کشان جان به باد خواهم داد
که بوی دوست نسیم سحرگهی آورد
هوش مصنوعی: من با شوق و اشتیاق میخواهم جانم را در راه عشق به معشوق فدای کنم، چون بوی دوست مانند نسیم صبحگاهی به مشامم میرسد.
چه میکده است که درد سفال او در سر
گدای را هوس افسر شهی آورد
هوش مصنوعی: اینجا به محلی اشاره شده که به شدت تحت تاثیر شراب و مستی قرار دارد و حتی باعث میشود کسانی که در وضعیت اجتماعی پایینتری قرار دارند، به جایگاههای بلندتر و حس مقام و افتخار تمایل پیدا کنند. در واقع، اشاره به اثرات عمیق و تغییردهندهای دارد که محیط و نوشیدنیهای مستکننده میتوانند بر روی انسانها بگذارند.
برهن خرقه اگر عاقلی بیا می نوش
که شیخ جانب دیرش ز ابلهی آورد
هوش مصنوعی: اگر عقل سلیم داشتهای، بیپروا بیا و بنوش؛ زیرا که شیخ، از نادانیاش به سمت میخانه رفته است.
چو خورد باده به خرگاه ماه من ناهید
ز بهر بزم وی آهنگ خر گهی آورد
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدنی به محل آرامش و گردهمایی معشوقم ناهید رسید، برای جلب رضایت او، موسیقی و آهنگ را به آنجا آوردند.
کمند زلف تو عشاق را به سلسله بست
به یک گره سوی ما رو به کوتهی آورد
هوش مصنوعی: زلفهای تو چون کمند، عاشقان را به خود گرفت و با یک گره، راهی را که به سوی ما بود، کوتاهتر کرد.