برگردان به زبان ساده
دوران نشان ز بخت جوانم نمیدهد
جامی ز دست پیر مغانم نمیدهد
هوش مصنوعی: زمان جوانی من نشان خوبی ندارد و از دست پیران و صاحبان علم، نصیبی به من نمیرسد.
از هر که نوشداروی جان میکنم طلب
جز از شرابخانه نشانم نمیدهد
هوش مصنوعی: من از هر کسی که به دنبال درمان جانم هستم، جز از شرابخانه نشانی نمیگیرم.
در هجر او که گریه شده در گلو گره
فریاد ازو که راه فغانم نمیدهد
هوش مصنوعی: در دوری او، گلویم پر از بغض و اشک شده و نمیتوانم فریاد بزنم، زیرا هیچ راهی برای بیان درد و نالم ندارم.
عمرم سبک خرام شدست ای حریف از آنک
ساقی دور رطل گرانم نمیدهد
هوش مصنوعی: عمر من به سرعت در حال گذر است، ای دوست، زیرا ساقی نمیخواهد به من می سنگین بدهد.
دارالامان میکده میبایدم که چرخ
جای دگر ز غصه امانم نمیدهد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من باید به دارالامان میکده بروم، چون چرخ روزگار در جای دیگری مرا از غصه و اندوه آزاد نمیکند.
یک قطره آب را به لبم چرخ تار چشم
صد قطره خون دل بچکانم نمیدهد
هوش مصنوعی: من نمیتوانم حتی یک قطره آب را به لبانم برسانم، چون چشمانم از اشک خونین هستند و نمیگذارند که این خواسته برآورده شود.
فانی ز کام و عیش که گردون دهد به خلق
هیچم چو مینیاید از آنم نمیدهد
هوش مصنوعی: دنیا و لذتهای آن زودگذر هستند و هیچگاه برای کسی ارزش ماندگاری ندارند. مانند شراب که وقتی به کام کسی نمیرسد، از ارزشش کاسته میشود. بنابراین، نباید به چیزهای زودگذری که به ما نمیرسد دل خوش کنیم.