برگردان به زبان ساده
چون حیاتآساست روشن روزگارم از قدح
تا دم آخر کنون سر بر ندارم از قدح
هوش مصنوعی: زندگی برایم مانند روشنایی روز است و تا زمانی که از این لیوان مینوشم، سرم را از آن بلند نمیکنم.
من که غرق می شدم باید سرم دادن به باد
چون حباب از سرخوشی گر سر برآرم از قدح
هوش مصنوعی: من که در حال غرق شدن بودم، باید تسلیم باد میشدم؛ چون حبابی که از خوشحالی به وجود آمده، اگر از لیوان بیرون بیاید، سر بر میآورد.
چون که یاقوت مفرح خشک میسازد دماغ
باد قوت روح لعل آبدارم از قدح
هوش مصنوعی: زمانی که یاقوت، که جواهر خوش رنگ و زیبایی است، میتواند روح و ذهن را شاد کند، نیروبخشی باد روح من را با طعم لعل آبدار بسازد، که در ظرفی ریخته شده است.
بود ساقی چون قدح بر لب گر از دریای می
پر بود یک قطره باقی کی گذارم از قدح
هوش مصنوعی: ساقی وقتی که بزرگ و زیباست، اگر یک قطره از دریای می در قدح باقی بماند، چطور میتوانم از آن قدح دل بکنم؟
چون که هستم در قدح بیاختیار از عاشقی
همچنان در عاشقی بیاختیارم از قدح
هوش مصنوعی: وقتی که در جام مینوشم، بیاختیار عاشق هستم و همین طور در عشق نیز بدون ارادهام، بیاختیار به عطر و حال مستانهی میپردازم.
نی زلال کوثرم باید نه آب زندگی
بخشد ار یک جرعه شوخ بادهخوارم از قدح
هوش مصنوعی: من باید از زلال کوثر بنوشم، نه از آب زندگی. اگر یک جرعه از شراب شاداب و سرخوشی بیاشامم، از جام خوشبختی چه اشکالی دارد؟
همچو فانی در هوای دیدن آن مغبچه
بر سر کوی مغان دیوانهوارم از قدح
هوش مصنوعی: من مانند فانی که دیوانهوار به شوق دیدن آن دختر زیبا در کوی میفروشان هستم، در آرزوی وصل او به سر میبرم و در حال نوشیدن شراب هستم.