برگردان به زبان ساده
اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست
چه مردمی متوقع بود ز کافر مست
هوش مصنوعی: اگر چشم معشوق با بیرحمی دلم را بشکند، چه انتظاری میتوان از یک شخص کافر و مست داشت که رفتار انساندوستانهای از خود نشان دهد؟
مرا که مرغ دل از قید دام فارغ بود
به حلقه موی یکی طره شد دگر پا بست
هوش مصنوعی: من که دلم از همهی بندها آزاد بود، اکنون به خاطر یک حلقه موی زیبا دوباره گرفتار شدم.
چو نخل قد تو در باغ سینه بنشاندم
به سینه تیر تو چون نخل دیگرم ننشست
هوش مصنوعی: به مانند درخت نخل، قامت تو را در دل خود پرورش دادم، اما تیر محبت تو آنچنان به دلم نشسته که مانند دیگران نمیتوانم آن را فراموش کنم و همچنان درگیر آن هستم.
خودی فروخته رندان می مغانه خرند
نه خود پرست چو شیخ است رند باده پرست
هوش مصنوعی: افرادی که سالک و اهل معرفت هستند، به دنبال خودخواهی و خودپرستی نمیروند و به جای آن، زندگی خود را در راه عشق و محبت به دیگران صرف میکنند. آنها مانند شیخها نیستند که در پی تمجید خود باشند، بلکه به باده و شادی عشق میورزند.
ز اوج میکده نایم به بام چرخ فرو
که همتم نکند میل سوی منزل پست
هوش مصنوعی: از بلندی میکده به پایین نمیآیم، زیرا ارادهام در دست رفتن به سوی مکانهای پایینتر نیست.
ز دست مغبچه می نوش سازم ای زاهد
که هست کوثر و حور این دو در جهان گر هست
هوش مصنوعی: من از دست کمسن و سالی مینوشم، ای زاهد! زیرا در این دنیا کوثر و حوری وجود دارد، اگر هم باشد.
به باده هستی خود را بشوی ای فانی
که از هزار بلا رست آنکه از خود رست
هوش مصنوعی: ای انسان فانی، برای رهایی از مشکلات و بلاها، خود را با نوشیدنی هستی شستشو کن؛ زیرا کسی که از خود رها شود، از هزار گرفتاری نجات مییابد.