برگردان به زبان ساده
ای از تو نام گوهر شاهان برآمده
اعدات یکسر از سر و سامان برآمده
هوش مصنوعی: ای کسی که نام تو باعث افتخار و ارزش شاهان شده، همهی صفات و ویژگیها از سر و سامان تو سرچشمه گرفته است.
از مهر خاتم تو به اعجاز در جهان
آوازه نگین سلیمان برآمده
هوش مصنوعی: از محبت و سرشت تو، در جهان صدای خاصی پخش شده که مانند انگشتری است که به سلیمان نسبت داده میشود.
در نامه کفایت و روزی و نام و ننگ
نام عنایت تو ز عنوان برآمده
هوش مصنوعی: در نامهات، بهاندازه کافی از روزی و نام و ننگ صحبت شده و همه اینها از لطف و توجه تو به وجود آمده است.
از سعد طالعت بس چندین هزار سال
آوازه سعادت کیوان برآمده
هوش مصنوعی: سالهاست که نام خوشبختی کیوان (ساتurn) در گوشها طنینانداز شده و بر سر زبانهاست.
خصم تو جاودانه به احزان فرو شده
اسم تو در زمانه به احسان برآمده
هوش مصنوعی: دشمن تو همیشه در اندوه و غم است، اما نام تو در دنیا با نیکی و خوبی شناخته میشود.
در جستن تو ملک بدانسان که جوید آب
بی توشه تشنه ز بیابان برآمده
هوش مصنوعی: به دنبال تو هستم مانند کسی که در بیابان عطش دارد و بدون آب میگردد.
فضل و سخا و صدق و وفا را و حلم را
در دولت تو نام به دیوان برآمده
هوش مصنوعی: در دوران حکومت تو، ارزشهای پسندیدهای چون کرم، صداقت، وفاداری و بردباری به اندازهای مورد توجه قرار گرفتهاند که نامشان در دفتر افتخارات ثبت شده است.
از بهر خوردن جگر دشمنان تو
طفلان چرخ را همه دندان برآمده
هوش مصنوعی: به خاطر لذت بردن از بهترین چیزها، دشمنان تو حتی نوزادان آسمان هم برای تو آماده میشوند و همه به نوعی برای رویارویی با چالشها و سختیها آمادهاند.
آن خصم را که دید کمان تو جفت تیر
دیده ز سر به دیدن پیمان برآمده
هوش مصنوعی: وقتی آن دشمن کمان تو را دید که تیرش به هدف نشسته، از سر پیمان شکنی به ظاهری خوشحال و مطمئن آمد.
رخش بدخش رنگ تر اسم بروز جنگ
از خون خصم لعل بدخشان برآمده
هوش مصنوعی: رنگ چهرهی رخش به خوبی نمایان است و نشانههایی از جنگ و نبرد، با خون دشمن، مانند سنگهای قیمتی بدخشان به نظر میرسد.
از بس که دادست تو در و گهر به باد
باد از نهاد قلزم و عمان برآمده
هوش مصنوعی: از بس که تو ثروت و زیور را بیپروا خرج کردهای، دریا و عمان هم از سرِ ناتوانی به خود آمدهاند.
ای از پدر یتیم فرو مانده و بتو
کام جهان و نام نیاکان برآمده
هوش مصنوعی: ای کسی که از پدر یتیم ماندهای، اما تو با ظرفیت و تلاش خود، به جهانی پر از موفقیت و نام نیک دست یافتهای.
دیدید که در ممالک بیرون چه کام راند
کیخسرو یتیم به توران برآمده
هوش مصنوعی: دیدید که در سرزمینهای دور چه کارهایی را کیخسرو، یتیم، در سرزمین توران انجام داد؟
نامت برآمده به شبیخون برای دین
نام دگر شهان به شبستان برآمده
هوش مصنوعی: نام تو مانند یک حمله ناگهانی در راستای دین به وجود آمده است، و نام دیگر پادشاهان نیز در شبهای تاریک درخشان شده است.
هر جا که هست طایفه شرک را طواف
از طوف مرکبان تو طوفان برآمده
هوش مصنوعی: هر جا که گروهی از مشرکان حضور دارند، طوفان ناشی از اطراف تو برپا شده است.
تو مصطفی جلالی و اینک به دور تو
کافر فرو شدست و مسلمان برآمده
هوش مصنوعی: تو در اوج عظمت و جلالی و اکنون اطراف تو کسانی هستند که ایمان آوردهاند و در عین حال برخی دیگر در نادانی و کفر به سر میبرند.
نهصد هزار خانه که اندر دیار تو
بانگ بلال و یارب سلمان برآمده
هوش مصنوعی: نهصد هزار خانه در سرزمین تو، صدای اذان بلال و ناله سلمان بلند شده است.
با کفر در پناهت و با شرک در رهت
اسلام چیره گشته و ایمان برآمده
هوش مصنوعی: با کفر در پناه تو و با شرک در مسیر تو، اسلام برتری یافته و ایمان ظهور کرده است.
در بزم جام باده به تأثیر دست تو
لاله ز یخ به فصل زمستان برآمده
هوش مصنوعی: در مهمانی، بادهای که در دست توست، به گونهای مؤثر است که گل لاله از یخهای زمستانی سر برآورده است.
هر کو ز خوان دانش تو یافت لقمه
از خاطرش نتایج لقمان برآمده
هوش مصنوعی: هر کسی که از سفره علم و دانش تو بهرهمند شود، در ذهنش نتایج و دانستههای لقمان، حکیم بزرگ، تجلی پیدا میکند.
از طبع من به قوت و تمکین مدح تو
نظمی چنین به غایت امکان برآمده
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و تسلطی که دارم، توانستهام چنین مدحی از تو را به بهترین شکل ممکن نظم و ترتیب دهم.
وز بهر سنت شعرا مطلع غزل
از مقطع مدیح بدینسان برآمده
هوش مصنوعی: به خاطر سنت شاعران، شروع غزل از پایان تعریف و مدح به این شکل شکل گرفته است.