برگردان به زبان ساده
مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی
خرام او دمی در چشم من صد بار بایستی
هوش مصنوعی: من باید آن پری زیبا را در چشمانم ببینم و هر بار که او با ناز و کرشمه میآید، دلم میخواهد لحظهای طولانی او را تماشا کنم.
خلد بی روی او از هر گلی در دیده ام خاری
اگر خاریست باری زان گل رخسار بایستی
هوش مصنوعی: بهشت بدون دیدن او، برایم مانند گلی است که در آن، خاری در چشمم است. اگر هم خاری وجود دارد، به خاطر آن گل روی او باید تحملش کنم.
بسرو و سوسن خود باغبان بسیار می نازد
ترا گاهی گذاری جانب گلزار بایستی
هوش مصنوعی: باغبان به زیباییهای گل و گیاهان مانند سرو و سوسن بسیار افتخار میکند، اما گاهی باید به سمت گلستان بروی و لحظهای در کنار آنها بایستی.
دریغست آتش عشق تو در دلهای آسوده
تمام این شعله در جان من افگار بایستی
هوش مصنوعی: متأسفانه عشق تو در دلهای آرام و بیخبر از درد، به آتش خود نمیسوزد و این شعلهی سوزان باید در وجود من باقی بماند.
من دلخسته را گل بر سر بالین چکار آید
بحالم یکنظر زان نرگس بیمار بایستی
هوش مصنوعی: من که دلbroken هستم، گل بر سر بالینم چه فایدهای دارد؟ تنها یک نگاه از آن نرگس بیمار کافی است که حال مرا تغییر دهد.
ز خوی نازک او اشک و آه من گره تا کی
دلم آتش فشان و دیده گوهر بار بایستی
هوش مصنوعی: از ویژگی نرمخو و لطیف او، اشک و آه من به هم گره خورده است. تا چه زمانی قلبم باید مانند آتشفشان بجوشد و چشمانم همچون باران اشک بریزد؟
علاج درد بیماران چو میپرسید لعل او
فغانی را در آن دم قوت گفتار بایستی
هوش مصنوعی: وقتی از درمان درد بیماران میپرسیدند، زیبایی او مانند لعل (یا مروارید) فغانی را به زبان میآورد. در آن لحظه، برای قدرت بیان و کلام نیاز بود.