برگردان به زبان ساده
سرم در راه آن سرو خرامان خاک بایستی
بر او آمد شد آن قامت چالاک بایستی
هوش مصنوعی: سر من در راه آن دختری زیبا خم شده است و من باید بیوقفه به او خدمت کنم؛ برای رسیدن به او، نیاز دارم که بر روی زمین بیفتم و از شوق و محبت او، همیشه آماده باشم.
در آن دم کز هوای او گرفتم شاخ گل دربر
دلم چون غنچه گر بشکفت باری چاک بایستی
هوش مصنوعی: در لحظهای که به خاطر عشق او شاخه گلی را در آغوش گرفتم، دلم مانند یک غنچه آماده شکفتن و باز شدن است و اگر روزی شکوفا شوم، باید آماده برخورد با درد و زخم باشم.
بیاد آن دهان پیوسته می بوسم لب ساغر
فروغی در میم زان لعل آتشناک بایستی
هوش مصنوعی: به یاد آن دهانی که همیشه بوسه میزنم بر لب میجام، و از آن لعل داغ و سوزان باید بگذرم.
جهانی بسته ی فتراک خود کردی بیک جولان
سر آشفته من هم در آن فتراک بایستی
هوش مصنوعی: در دنیا، تو با دلسردی و بینظمی به این سرنوشت دچار شدی و حالا من هم در این وضعیت به سر میبرم.
چو از خون ریختن باکی ندارد غمزه ی شوخت
بجانم ناوکی زان غمزه بی باک بایستی
هوش مصنوعی: وقتی که دل به عشق ورزیدن و بازیهای عاشقانه میزند، هیچ نگرانی از آسیب یا خطر ندارد. این چشمان فریبنده و شیطون مرا به سمت خود میکشد و من باید با این ناز و نواز، دل نگران نباشم.
بدور حسن او منعم کنند از عشق بیدردان
دریغا پند گویان مرا ادراک بایستی
هوش مصنوعی: بدون زیبایی او، از عشق کسانی که درد و رنجی ندارند، بینصیب میشوم. افسوس که نصیحتکنندگان به من میگویند باید چیزهایی را درک کنم.
ز باران عنایت کشت امید اسیران را
برغم بخت من مشتی خس و خاشاک بایستی
هوش مصنوعی: باران محبت به امید کسانی که درگیر مشکلات هستند، توجه کرده و به آنها کمک میکند، اما برای من تنها یک مشت چمن و بیارزشی باقی مانده است.
فغانی خانه ی دل بهر او چون ساختی خالی
دل پاک تو خلوتخانهٔ آن پاک بایستی
هوش مصنوعی: وقتی دل صاف و خالی تو را برای او آماده کردی، باید آنجا را به عنوان یک مکان خالص و آرامشبخش حفظ کنی.