برگردان به زبان ساده
شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی
از دیده سیل اشک نهد رو بهمرهی
هوش مصنوعی: وقتی که شب به طرف خانه آن ماه میروم، مانند سیلاب اشک از چشمانم میریزد و به سوی راهی که رفت، نگاه میکنم.
چندانکه رفتم از پی گرد سمند او
روزی نشد که پر شود این دیده ی تهی
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر به دنبال اسب او رفتم، روزی نبود که این چشمان خالی من پر شود.
هر دم هزار قافله ی جان ببوی او
آیند و بگذرند چو باد سحر گهی
هوش مصنوعی: هر لحظه هزاران قافله از جانها به سوی او میآیند و مانند نسیم صبح میگذرند.
شرح درازی شب هجران نگویمت
روز وصال اگر ننهند رو بکوتهی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم شب دراز جدایی را برایت بگویم، چرا که روزی که به وصال میرسیم، اگر کسی ما را آزاد نگذارد، به کوتاهی میگذرد.
گاهی بعشق، ناصح عشاق می شدم
دریافتم که بی خبری بود و ابلهی
هوش مصنوعی: گاهی در عشق، به جزئیات و هشدارهای دیگران توجه میکردم، اما بعدها فهمیدم که آنها خودشان از عشق غافل و نادان بودند.
آسوده یی که مانع دل می شود بعشق
از دل خبر ندارد و از عشق آگهی
هوش مصنوعی: کسی که با آرامش و بیتفاوتی زندگی میکند، هیچ خبری از عشق در دلش ندارد و از معنای واقعی عشق بیخبر است.
بر خاک می نهم چو فغانی رخ نیاز
هر جا که بر زمین قدم ناز می نهی
هوش مصنوعی: هر جا که تو با ناز پا بر زمین میگذاری، من به زمین میافتم و با صدای فغان به تو نیازمند میشوم.