برگردان به زبان ساده
از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگر
من جای دیگر در بلا مسکین دلم جایی دگر
هوش مصنوعی: از ترس جانم میگویم که دل من زیبایی دیگری دارد. من در مکانی دیگر دلم به حال خود میسوزد و در بلا و مصیبت قرار دارد.
در جستجوی دلبری گویم سخن از هر دری
روی سخن با دیگری در سر تمنایی دگر
هوش مصنوعی: در تلاش برای عاشقانهگویی، درباره هر موضوعی صحبت میکنم. ولی در واقع، من قلبم را به دیگری دادهام و به دنبال آرزوی تازهای هستم.
از گلستان کوی او دورم ز بیم خوی او
دارم خیال روی او هر دم بمأوایی دگر
هوش مصنوعی: من از گلستان مکان او دور هستم و از ترس خود او، دائماً به یاد چهرهاش هستم و هر لحظه در آرزوی پناهگاهی جدید به سر میبرم.
هر دم ز آه متصل آشفته حال و تنگدل
زان آهوی مشگین خجل گردم به صحرایی دگر
هوش مصنوعی: هر لحظه از درد و نالهام در حالتی آشفته و دلگیر هستم و به خاطر آن آهوی سیاه و زیبا شرمنده میشوم، به سمت دشت و کوهی دیگر میروم.
هر چند می بندم دهان در کویش از آه و فغان
بی اختیار و ناگهان افتاده غوغایی دگر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در حضور تو آرامش را حفظ میکنم و حرفی نمیزنم، اما ناخواسته از دل من نجواها و شروشی دیگر به وجود میآید.
چون گریه را پنهان کنم کز دیده ی تر دامنم
اتا دیده بر هم می زنم سر کرده دریایی دگر
هوش مصنوعی: وقتی که میخواهم گریهام را پنهان کنم، به خاطر اشکی که بر روی دامنم میریزد، چشمانم را میبندم و به دریا میاندیشم که دوباره به وجود میآید.
عشق فغانی گر بسی ماند نهان بر هر کسی
زان به که گوید هر خسی آنجاست رسوایی دگر
هوش مصنوعی: عشق اگرچه در دلها پنهان بماند، اما نمیتواند برای همیشه مخفی بماند. بهتر است هر شخصی به جای فریاد زدن و ابراز احساسات، در جایی که رسوایی دیگری وجود دارد، سکوت کند.