برگردان به زبان ساده
ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر
آبت ز آتش همه کس جانگدازتر
هوش مصنوعی: ای چهرهات، که بوسهات از لبهایت دلپذیرتر است، وجودت بهاندازه آتش برای همه، جانسوزتر است.
شمعیست قامت تو که در جلوه ی جمال
هست از تمام کج کلهان سرفرازتر
هوش مصنوعی: قامت تو همچون شمعی است که در زیباییات از همهی دیگران که سرشکسته و کجاند، برتر و برجستهتر است.
آه از تکبر تو که بیگانه تر شوی
هرچند دارمت من مسکین بنازتر
هوش مصنوعی: آه از خودبزرگبینی تو که باعث میشود حتی با وجود محبت و نیاز من به تو، همچنان از من دورتر شوی.
بیداد کن که حسن اگر اینست هر زمان
دستت بود بعاشق مسکین درازتر
هوش مصنوعی: بدی کن که اگر زیبایی اینگونه است، همیشه دستت درازتر از دست عاشق بیچاره باشد.
از دوری تو دیده ی شب زنده دار من
دارد شبی ز روز قیامت درازتر
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر دوری تو، در طول شب بیداری، زمان را به اندازه یک شب طولانی و بیپایان احساس میکند، انگار که این شب از شب قیامت هم طولانیتر است.
کردی نگاه و اهل نظر را نواختی
معشوق کس ندیده ز تو چشم بازتر
هوش مصنوعی: نگاه تو دل اهل نظر را نوازش کرده است؛ معشوقی که هیچ کس او را ندیده، از تو بینایی بیشتری پیدا کرده است.
نشکفته است در چمن حسن و دلبری
شاخ گلی ز دلبر ما چشم بازتر
هوش مصنوعی: در چمن، زیبایی و دلربایی شاخ گلی که نمایانگر معشوق ماست، هنوز شکوفا نشده است و باید بیشتر نگاه کرد تا آن را ببینیم.
دل چون نهم بعشوه ی خوبان که این گروه
هستند هر یک از دگری عشوه سازتر
هوش مصنوعی: دل من چون در برابر زیباییهای خوبان قرار میگیرد، احساس میکند که هر یک از آنها جذابتر و فریبندهتر از دیگری است.
ناز ترا کشید فغانی بصد نیاز
هرچند ساخت عشق تواش بی نیازتر
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری قوی و بینقص است که نیاز من به تو را بیشتر میکند، هرچند که من به عشق تو وابسته نیستم و به ظاهر بینیاز به نظر میرسم.