برگردان به زبان ساده
عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد
هر گرفتاری بطاق ابرویی دل شاد کرد
هوش مصنوعی: در روز عید، هر کسی به ماه نو تبریک گفت و هر کسی که در مشکلات بود، با یک لبخند از زیباییها دلشاد شد.
گریه ی مستان ز سوز و ناله ی چنگ صبوح
زاهد خلوت نشین را رخنه در اوراد کرد
هوش مصنوعی: گریهی سرمستان به خاطر درد و نالهی چنگ، حال و هوای زاهدی را که در گوشهای نشسته است، تحت تاثیر قرار داد و او را از عبادتش منحرف کرد.
شام عید از جان خود بی او ملالی داشتم
آمد آن سرو وز قید هستیم آزاد کرد
هوش مصنوعی: در شام عید، با وجود اینکه از نبود او احساس ناراحتی میکردم، اما او آمد و مرا از بند مشکلات و دغدغهها آزاد کرد.
گرچه کشتن عادت مردم نباشد روز عید
جان فدای چشم او کاین شیوه را بنیاد کرد
هوش مصنوعی: هرچند کشتن در روز عید عادت مردم نیست، اما من جانم را فدای چشمان او میکنم؛ زیرا او پایهگذار این شیوه است.
رحمتی بود آنکه آمد بر سرم جلوه کنان
این که رفت و همعنان شد با بدان بیداد کرد
هوش مصنوعی: کسی که به سراغ من آمد و با زیبایی خود جلوهگری کرد، در واقع رحمت و نعمت بود، اما همان فردی که اکنون رفته، در کنار افراد بد، بدرفتاری کرد.
بنده ی آن سرو آزادم که در گلگشت عید
دردمندان را به تشریف عیادت شاد کرد
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر آن زیبای آزاد هستم که در جشنهای عید به عیادت دردمندان رفته و حال آنها را خوب کرده است.
هر سر موی فغانی ناله یی دارد ز شوق
گرچه نتواند ز ضعف آن ناتوان فریاد کرد
هوش مصنوعی: هر تار موی من صدایی از عشق دارد، اگرچه به خاطر ناتوانیام نمیتوانم فریاد بزنم.