برگردان به زبان ساده
منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
مدام باده و نقلم بدست زور دهد
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که دوستدارم هر لحظه بادهای تلخ و شور بنوشم و با قدرتی که در خود دارم، همیشه میتوانم این احساس را تجربه کنم.
پیاله گیر که دست سپهر نتوان تافت
اگر نگین سلیمان به دست مور دهد
هوش مصنوعی: جام را بگیر، زیرا دست آسمان نمیتواند به تو کمک کند؛ حتی اگر انگشتر سلیمان را به مورچهای بدهند.
هدیه ییست که ترک مرصعینه کمر
شراب لعل ز پیمانه ی بلور دهد
هوش مصنوعی: هدیهای است که زن زیبا با کمر زینتی و خوشرنگش، شراب قرمز را از جام بلورین به دیگران میدهد.
مرا ز خاک در دوست بیش ازان فرحست
که سرمه مژده ی بینا شدن بکور دهد
هوش مصنوعی: من از دوستی با خدایم به اندازهای خوشحالم که این شادی بیشتر از آن است که سرمهای بتواند به یک نابینا، خبر بینا شدن را بدهد.
قبول کن که به از کسوت ملامت نیست
ز هر چه دوست بدردیکشان عور دهد
هوش مصنوعی: قبول کن که بهتر از لباس سرزنش، هیچ نیست و هر چیزی که دوست بدهد، برای دردهای آن دو نفر عیبی ندارد.
بسی زبانه که در خرمنم زند گردون
چو آفتاب مرا جلوه ی سمور دهد
هوش مصنوعی: بسیاری از زبانها بر خرمن من میزنند و گرداننده جهان مانند آفتاب به من زیبایی و جلوهای خاص میدهد.
ز آب چشم فغانی چه خیزد ای بدخواه
سزای مردم بی درد خاک گور دهد
هوش مصنوعی: از اشکهای چشم من، فریادی برمیخیزد. ای دشمن، مجازات کسانی که درد و رنج نمیکشند، خاک گور خواهد بود.