برگردان به زبان ساده
حسن تو بچشم ما نگنجد
آن نور به هیچ جا نگنجد
هوش مصنوعی: زیبایی تو چنان است که در چشم ما نمیگنجد و هیچ نوری نمیتواند به زیباییات برسد.
باز امشبم از خیال آن روی
در دیده و دل صفا نگنجد
هوش مصنوعی: امشب دوباره در فکر آن چهرهای هستم که در دل و چشمم نمیگنجد و آرامشی به من نمیدهد.
بی مغز سری کز آفتابی
یک ذره درو هوا نگنجد
هوش مصنوعی: سری که پر از فکر و اندیشه نیست، به قدری کوچک است که حتی یک ذره نور خورشید نمیتواند در آن جا بگیرد.
یا رب چه دلست این که هرگز
در وی رقم وفا نگنجد
هوش مصنوعی: ای خدا، این دل چه احساسی دارد که هیچ گاه نمیتواند نشانهای از وفا در خود ببیند.
گل بر سر خاک ما میارید
کانجا بجز از گیا نگنجد
هوش مصنوعی: گل را روی خاک ما نیاورید، زیرا در آنجا جز گیاه دیگری نمیتواند جا بگیرد.
بیگانه گرفت بزم آن شمع
پروانه ی آشنا نگنجد
هوش مصنوعی: در این محیط شاد و پرنور، حضور یک فرد بیگانه مانع میشود که آن شمعی که دلها را روشنی میبخشد، به خوبی در کنار پروانهای که به آن نزدیک است، قرار بگیرد.
هر شام ز یا رب فغانی
در هفت فلک دعا نگنجد
هوش مصنوعی: هر شب به درگاه خداوند فریاد و درخواست من در هفت آسمان جا نمیگیرد.