برگردان به زبان ساده
نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد
بکجا روم ندانم که دلم قرار گیرد
هوش مصنوعی: دل من آرام و قرار ندارد و از موهای یار هم خبری نیست. نمیدانم به کجا بروم و دل من چه زمانی راحت خواهد شد.
شده ام خراب آن دم که چنان میان نازک
دهدم به دست و آنگه ز میان کنار گیرد
هوش مصنوعی: من در لحظهای تباه شدم که به خاطر جلوههای دلانگیز تو، خودم را به دست تو سپردم و در آن لحظه تو مرا به کناری انداختی.
نبود بسوز عاشق دل مدعی ندانم
که ببزم یار خود را بچه اعتبار گیرد
هوش مصنوعی: عاشق از شدت درد و شوق، دیگر نمیداند چه کار کند و تنها میخواهد محبوبش را در آغوش بگیرد. او میگوید که از هیچ چیز دیگری خبر ندارد و تنها اهمیت برایش محبت یار است، زیرا عشق او ارزش و اعتبار خاصی دارد.
مشو ای رقیب یارش بشسکت خاکساران
ز چنان گلی مبادا که دلی غبار گیرد
هوش مصنوعی: ای رقیب، از یار او دوری کن؛ چراکه خاکیها و انسانهای معمولی از چنین گلی آسیب میبینند و دلشان آزرده میشود.
ز جواب تلخ ساقی چو خراب شد فغانی
دگر از لبش مرادی بچه اعتبار گیرد
هوش مصنوعی: وقتی که جواب تلخ ساقی باعث ناراحتی و دلشکستگی میشود، دیگر نمیتوان امیدی از زبان او به دست آورد.