برگردان به زبان ساده
امروز اگر می بمن آن لب نرساند
پیداست که مخمور تو تا شب نرساند
هوش مصنوعی: اگر امروز رازی را با من در میان نگذارد، مشخص است که تا شب نمیتواند از حال و هوای مستیاش بیرون بیاید.
نظاره ی جولان توام کی برد از هوش
گر این طرفت بازی مرکب نرساند
هوش مصنوعی: من مجذوب تماشای جلوههای تو هستم، اما اگر این سمت، بازی پیچیدهای را به راه بیاورد، ممکن است هوش را از من بگیرد.
بیچاره خرابی که دلش سوزد و از بیم
دستی بچنان عارض و غبغب نرساند
هوش مصنوعی: بیچاره کسی که دلش احساس درد میکند و از ترس نمیتواند به کسی درخواست کمک کند یا نزدیکی کند.
فریاد من از وعده خلافیست کز آن لب
هر بوسه که گوید به من اغلب نرساند
هوش مصنوعی: صدای من از ناراحتی به خاطر وعدههایی است که برآورده نمیشوند، زیرا لبان کسی که همیشه به من میگوید "دوستت دارم" همواره برای من به آن چیزی که وعده دادهاند نمیرسد.
برخاست شراری ز دل گرم فغانی
آزار بگلبرگ تو یا رب نرساند
هوش مصنوعی: یک شعلهای از دل پرشور من برخواست که به گلبرگ تو آسیب نرساند. ای کاش!