برگردان به زبان ساده
آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت
ترک هوس گرفت و ز باد هوا نسوخت
هوش مصنوعی: پرندهای که به دام مشکلات نیفتاد و در برابر وسوسهها مقاومت کرد، از تمایلات بیفایده فاصله گرفت و تحت تأثیر ناملایمات قرار نگرفت.
پروانهای که بر سر شمعی به مهر گشت
بیرون نشد ز دایرهٔ شوق تا نسوخت
هوش مصنوعی: پروانهای که به شمع نزدیک شد و عاشقانه به آن تعلق گرفت، نتوانست از دایره عشق خارج شود تا وقتی که کاملاً سوخت و ناپدید شد.
یک ره دلم در انجمن آتشینرخان
نام وفا نبرد که با صد جفا نسوخت
هوش مصنوعی: دل من در جمع زیباییهای آتشین نتوانست نام وفا را بیاورد، چرا که با وجود صدها بیمهری، هنوز نسوخته است.
هرگز جدا نشد ز دلم بیتو پارهای
کان پاره هم ز داغ جدایی جدا نسوخت
هوش مصنوعی: دل من هرگز از یاد تو جدا نشده است، حتی اگر کوچکترین نشانهای از عشق و وابستگی هم باشد، آن نشانه نیز از درد جدایی نمیسوزد.
در آب چشم و آتش دل غرق حیرتم
کاین از چه رو نکشت مرا وان چرا نسوخت
هوش مصنوعی: در چشمهایم اشک و در دلام آتش است و در حیرتم که چرا این حال مرا نکشت و چرا شعلههای آتش درونم مرا نسوزاند.
در محفلی که چهره برافروخت شمع من
ننشست از کرشمه دمی تا مرا نسوخت
هوش مصنوعی: در جمعی که شمع روشن است و چهرههای خندان دارند، من از زیبایی و جاذبه آن لحظه نتوانستم دور شوم، زیرا ترسیدم که احساساتم آسیب ببیند و دلی شکسته شود.
جایی نکرد بیتو فغانی خیال عیش
کز آرزوی شمع رخت چند جا نسوخت
هوش مصنوعی: در جایی نشد که یاد تو و لذتها را فراموش کنم، چون از آرزوی زیبایی چهرهات، دلهای زیادی سوخت و خراب شد.