برگردان به زبان ساده
دلگیرم از بزم طرب غمخانهای باید مرا
من عاشق دیوانهام ویرانهای باید مرا
هوش مصنوعی: من از شادمانی و جشن دلخورم، باید به یک مکان غمگین بروم. من عاشق دیوانهای هستم که باید در خرابهای زندگی کنم.
از دولت عشق و جنون آزادم از قید خرد
اکنون برای همدمی دیوانهای باید مرا
هوش مصنوعی: از نعمت عشق و دیوانگی رها شدهام و دیگر به عقل و فهم خود بستگی ندارم. حالا برای همراهی به یک فرد دیوانه نیاز دارم.
خواهم که افروزم شبی شمع طرب در کنج غم
لیکن ز دیوان قضا پروانهای باید مرا
هوش مصنوعی: میخواهم در دل شب چراغی از شادی روشن کنم، حتی در گوشهای از اندوه، اما برای این کار به یک پروانه نیاز دارم که به خواست سرنوشت بیاید و بیفتد.
شاید گزینم حالتی در خواب شیرین اجل
از نرگسش عاشقکشی افسانهای باید مرا
هوش مصنوعی: شاید در خواب عمیق و خوشی به سر ببرم، اما باید به عشق نافذ و خطرناک نرگس نظر کنم.
بیصحبت شیرینلبی تلخ است بر من زندگی
از جان به تنگ آمد دلم جانانهای باید مرا
هوش مصنوعی: زندگی بدون صحبت کردن با کسی که شیرینزبان است برایم تلخ و ناگوار شده است. دیگر به حدی از زندگی خسته شدهام که دلم بهشدت نیاز به یک دلدار و محبوب واقعی دارد.
بیآن چراغ و چشم دل شبها مقیم گلخنم
شمعی ندارم کز طرب کاشانهای باید مرا
هوش مصنوعی: در شبهای تار، وقتی که چراغ و روشنایی وجود ندارد، من در این گودال غم و اندوه زندگی میکنم. دلم میخواهد شمعی داشته باشم که از شادی و سرور، خانهای برای من بسازد.
همچون فغانی آمدم از کعبه در دیر مغان
پیمان شکستم ساقیا پیمانهای باید مرا
اصلاح تایپی