برگردان به زبان ساده
شکسته شد دل و شاد است جان خستهٔ ما
که یار نیست جدا از دل شکستهٔ ما
هوش مصنوعی: دل ما دچار شکست شده، اما جان خستهام شاد است، زیرا یار ما جداییاش را از دل شکستهام احساس نمیکند.
چو روز حشر برآریم سر ز خواب اجل
به روی دوست شود باز چشم بستهٔ ما
هوش مصنوعی: زمانی که روز قیامت فرا برسد و ما از خواب مرگ بیدار شویم، چشمان بستهمان به روی دوست باز خواهد شد.
نشست آتش دل، چهره برفروز ای شمع
بود که شعله کشد آتش نشستهٔ ما
هوش مصنوعی: دل من همچون آتش نشستهای است که نیاز به جرقهای دارد تا دوباره شعلهور شود؛ ای شمع، تو باید روشنایی ببخشی و دل مرا به شعله درآوری.
رمید خواب خوش از چشم ما کجاست خیال
که آرمیده شود چشم خواب جستهٔ ما
هوش مصنوعی: خواب دلانگیز از چشم ما کجا رفته است؟ کاش خیال آن خواب خوش بتواند چشم بیدار ما را آرام کند.
گذشت کوکبهٔ صبح وصل و منتظریم
که باز جلوه کند طالع خجستهٔ ما
هوش مصنوعی: صبح زیبای وصال به سرعت گذشت و اکنون منتظریم تا بخت خوش ما دوباره نمایان شود.
هزار دستهٔ گل بسته شد به خون جگر
نظر نکرد به گلهای دسته دستهٔ ما
هوش مصنوعی: هزار گلی که به خاطر درد و رنج ما شکوفه زده، فدای دلتنگی و دلتنگی ما شده است، ولی کسی به این گلها توجهی نمیکند.
ز خاک و خون فغانی هزار لاله دمید
همین بود ز رخت باغ تازه رستهٔ ما
هوش مصنوعی: از خاک و خون فغان و زاری به وجود آمد و هزار لاله شکوفا شد، این همان چیزی است که از زیبایی تو، باغ ما تازه و شکفته شده است.