برگردان به زبان ساده
در ده: سگ زشتی بود، موریخته و لاغر
پیوسته دم اندر پا، پژمرده سر و یالی
هوش مصنوعی: در یک روستا، سگی وجود داشت که زشت و لاغر بود. او همیشه دمش را در زیر پاهایش نگه میداشت و سر و یالش پژمرده به نظر میرسید.
چندی سوی شهر آمد، از شدت بی قوتی
اشکم ز عزا برهاند، تا ماند در آنسالی
هوش مصنوعی: مدتی به سوی شهر رفتم و به خاطر ضعف و ناتوانیام، اشکهایم از غم بر زمین ریخت. امیدوارم که در آن لحظه بمانم.
ناگاه چه باز آمد، دیدند که گردیده
در فربهی و چاقی، یک زبده سگ عالی
هوش مصنوعی: ناگاه دیدند که یکی از سگهای ممتاز و با کیفیت، به طرز چشمگیری چاق و فربه شده است.
گفتند (خلیلی)اش، بایست و همی دیدند
بر هر که زند نیشی، با ضربت چنگالی
هوش مصنوعی: میگویند که خلیلی ایستاد و مشاهده کرد که هر کسی که دمی از خود خشم نشان میدهد، به مانند نیشی بر او میزند و با ضربهای مشابه به چنگال به او آسیب میزند.
نابود خلیلی چون ناچار شده بستند
از پارچه خلخال، بر گردن آن شالی
هوش مصنوعی: خلیلی که از روی ناچاری و اجبار مجبور شدهاند که از پارچه خلخال بسازند، حالا آن را به دور گردنش مانند شالی میپیچد.
گویند که شد ممتاز، آن خرفه ز همسرها
زآن روی دگر گردید معروف به (خلخالی)
هوش مصنوعی: میگویند که این گیاه خاص که به خرفه معروف است، به خاطر ویژگیهایش از همگان متمایز شد و به همین دلیل به نام خلخالی مشهور گردید.
من خویش نمی دانم، بر گردن آنکو گفت
گویا که همان باشد: خلخالی الحالی
هوش مصنوعی: من خود را نمیشناسم، بلکه بر دوش کسی هستم که میگوید من همانند او هستم: در حالتی که به آن خلخال گفته میشود.