برگردان به زبان ساده
این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود!
دیدی چه خبر بود؟
هوش مصنوعی: این مجلس چهارم به خدا شرمآور و مایه ننگ انسانیت بود! آیا خبر را دیدی؟
هر کار که کردند، ضرر روی ضرر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: هر کاری که انجام دادند، فقط باعث شد که زیان بیشتری بوجود بیاید. آیا خبرهای بدی را که پیش آمد، دیدی؟
این مجلس چهارم «خودمانیم » ثمر داشت؟
والله ضرر داشت
هوش مصنوعی: در این دور چهارم از جمعمان، آیا چیزی به ثمر رسید؟ قسم به خدا که فقط ضرر داشت.
صد شکر که عمرش، چو زمانه بگذر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: بسیار خوشحالم که عمر او به سرعت سپری شد؛ آیا خبرهای عجیب و غریبی را مشاهده کردی؟
دیگ وکلا جوش زد و کف شد و سر رفت
باد همه در رفت
هوش مصنوعی: در اثر حرارت و جوشاندن دیگ، بخار و کف بوجود آمد و در نهایت همه چیز به باد رفت و ناپدید شد.
ده مژده که عمر وکلا، عمر سفر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: خبر خوشی میرسد که عمر وکلا به پایان میرسد و این سفر به سرانجام میرسد. دیدی که چه اتفاقاتی افتاد؟
دیگر نکند هو، نزند جفته «مدرس»
در سالون مجلس
هوش مصنوعی: تنها به خاطر شرایط فعلی، دیگر صدای «مدرس» در مجلس شنیده نمیشود و او دیگر تأثیری ندارد.
بگذشت دگر، مدتی ار محشر خر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: زمانی دیگر گذشت و اگر روز قیامت هم شتر باشد، دیدی چه وضعیتی پیش میآید.
دیگر نزند با «قر و قنبیله » معلق
یعقوب جعلق
هوش مصنوعی: دیگر یعقوب جعلق با دستانش نخواهد توانست کاری کند و به پیشرفت در کارهایش نخواهد رسید.
یعقوب خر بارکش این دو نفر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: یعقوب که بارهای سنگین را حمل میکرد، حالا در مورد این دو نفر چه خبرهایی وجود دارد؟
سرمایه بدبختی ایران، دو قوام است
این سکه به نام است
هوش مصنوعی: بدبختی و مشکلات ایران به خاطر دو عامل اصلی است که این دو عامل به نوعی خود را در سکهای که به نام کشور است نشان میدهند.
یک ملتی از این دو نفر، خون به جگر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: یک ملت از دو نفر به شدت رنج میکشید و به سختی تحمل میکرد که چه اتفاقی در حال وقوع بود.
آن کس که قوام است و به دولت همه کاره است
از بس که بود پست
هوش مصنوعی: کسی که در قدرت و اختیار، مقام بالایی دارد، به دلیل پستی و ضعف در درونش، از ارزش واقعیاش دور است.
در بی شرفی، عبرت تاریخ سیر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در بیخود بودن و نداشتن شرافت، میتوان فهمید که تاریخ چگونه پیش رفته و چه وقایعی را تجربه کردهایم.
بر سلطنت آن کس که قوام است و بخوبر
شد دو سیه ها پر:
هوش مصنوعی: این شعر به سلطنت و قدرت کسی اشاره دارد که دارای ثبات و استحکام است و میتواند دو موضوع تاریک یا منفی را روشن و بهبود بخشد. به عبارت دیگر، قدرت او به قدری است که میتواند مشکلات را برطرف کرده و وضعیت را تغییر دهد.
زین دزد که دزدیش، از اندازه به در بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دزدی که در کارش از حد فراتر رفته و به جایی رسیده که دیگر قابل تحمل نیست، خبرهای بدی برایش در راه است. به نوعی، به عواقب عملش اشاره دارد که ممکن است به زودی دچار مشکلاتی شود.
هر دفعه که این قحبه، رئیس الوزرا شد
دیدی که چها شد
هوش مصنوعی: هر بار که این فرد که به او اشاره شده، به مقام نخستوزیری رسید، اوضاع چگونه تغییر کرد.
این دوره چه گویم، که مضارش چقدر بود؟
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در این زمان چه بگویم که خسارتها چقدر زیاد شده است؟ آیا خبرهایی را که پیش آمده دیدی؟
آن واقعه مسجدیان! کم ضرری داشت؟
یا کم خطری داشت؟
هوش مصنوعی: آیا آن واقعهای که برای اهل مسجد اتفاق افتاد، ضرر و خطر کمی داشت؟
آن فتنه ز مشروطه، شکاننده کمر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: آن آشفتگی ناشی از مشروطه، باعث شد تا بسیاری تحت فشار قرار بگیرند و اوضاع به شدت تغییر کند. تو هم خبر داری که چه اتفاقی افتاد.
آن روز که در جامعه: آن نهضت خر شد
دیدی چه خبر شد
هوش مصنوعی: در روزی که در جامعه آن نهضت به شکست رسید، چه حوادثی را مشاهده کردی؟
از غیظ جهان در نظرم، زیر و زبر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: از شدت خشم و ناراحتی، دنیا در چشم من زیر و رو شده بود؛ آیا خبر خاصی بود که دیدی؟
در بیستمین قرن، ز پس حربه تکفیر؟
ای ملت اکبیر!
هوش مصنوعی: در قرن بیستم، آیا هنوز به اعمال تفرقهافکنانه و اتهامات بیاساس ادامه میدهیم؟ ای ملت بزرگ!
افسوس نفهمید که آن از چه ممر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: متاسفانه او درک نکرد که آن چه منبعی داشت، آیا خبر چیست که رخ داده است؟
تکفیر سلیمان نمازی دعائی
ملت به کجائی؟
هوش مصنوعی: آیا دعای ملت به کجا میرود وقتی که سلیمان را مسخره میکنند؟
این مسئله کی، منطقی اهل نظر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از این است که در مورد یک موضوع خاص، آیا افرادی که به منطق و تحلیل مسائل علاقه دارند، متوجه وقایعی شدند که خیلی عجیب و غیرمنتظره بود.
از من به قوام این بگو: الحق که نه مردی
زین کار که کردی
هوش مصنوعی: به من بگو که واقعاً این کار که کردی، نشانی از مردانگی نیست.
ریدی به سر هر چه که عمامه به سر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: هر کسی که با عقل و تدبیر به سر مسائل مینگرد، باید بداند که چقدر اوضاع میتواند عجیب و غیرمنتظره باشد.
من دشمن دین نیستم، اینگونه نبینم
من حامی دینم
هوش مصنوعی: من مخالف دین نیستم، بلکه من از دین حمایت میکنم.
دستور ز لندن بد و با دست بقر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: دستور از لندن نامناسب بود و نتیجهای که به بار آورد، وضعیت بدی شد. تو هم که خبر داری چه اتفاقی افتاد.
با «آشتیانی » ز چه این مرد کم از زن
شد دست به گردن
هوش مصنوعی: این مرد با «آشتیانی» چه رابطهای دارد که شده است مثل زنها که دست در گردن هم میاندازند؟
ای کاش که بر گردن این هر دو تبر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: ای کاش اگر بر دو گردن تبر بود، میدیدی چه حوادثی رخ میداد.
آن کس که زند این تبر، آن «سید ضیا» بود
او دست خدا بود
هوش مصنوعی: شخصی که این تبر را میزند، همان «سید ضیا» است که وجودی الهی دارد و با دست خداوند عمل میکند.
بر مردم ایران، به خدا نور بصر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: بر مردم ایران، خداوند نور بصیرت و آگاهی عطا کرده بود. حالا ببین که چه اتفاقی رخ داده است.
کافی نبود هر چه (ضیا) را بستائیم
از عهده نیائیم
هوش مصنوعی: هرچه از صفات نیک ضیا بگوییم و او را وصف کنیم، نمیتوانیم به حق او برسیم و از عهده این کار برنیاییم.
من چیز دگر گویم و او چیز دگر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: من حرفی میزنم و او به گونهای دیگر آن را میفهمد. آیا متوجه اوضاع و احوال شدهای؟
دیدی که (مدرس) وکلا را همه خر کرد
درب همه تر کرد
هوش مصنوعی: دیدی که ( . . . ) وکلا را همه را فریب داد و درب همه آنها را بست؟
در مجلس چارم، خر نر با خر نر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در مجلس چهارم، دو خر نر با هم بودند و وضعیت جالبی پیش آمده بود.
زد صدمه (مدرس) بسی از کینه به ملت
با نصرت دولت
هوش مصنوعی: به دلیل کینهای که در دل دارد، به ملت آسیبهای زیادی زده است و این کار را با کمک و حمایت از دولت انجام میدهد.
آن پوزه که عکس العمل قرص قمر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: آن بینی که مانند ماه کامل میدرخشد، حالا چه خبر از اوست؟
شهزاده فیروز همان قحبه خائن
با آن پز چون جن
هوش مصنوعی: شهزاده فیروز به عنوان یک شخصیت خائن و فریبکار توصیف شده است که به رغم ظاهرش، درونش ناپاکی و خیانت را پنهان کرده است.
هم صیغه «کرزن» بد و هم فکر ددر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به ارتباطات و تبادل افکار میان افراد اشاره دارد. در آن به وجود نوعی ناهماهنگی یا تضاد در افکار و رفتارها اشاره شده است. شاعر به موقعیتی اشاره میکند که ممکن است باعث شگفتی یا تعجب دیگران شود و به رفتارهایی که با هم سازگار نیستند، پرداخته میشود. به کلی، مضمون شعر به ناهماهنگی و تضاد در افکار و اعمال اشاره دارد.
خواهر زن کرزن که محمد ولی میرزاست
مطلب همه اینجاست
هوش مصنوعی: خواهر زنی که به کرزن مربوط میشود، کسی است که به محمد ولی میرزا ارتباط دارد. همه چیز در اینجا مشخص است.
چون موش، مدام از پی دزدیدن زر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: موش همیشه در تلاش است تا طلا یا زر را دزدیده و به دست بیاورد. آیا خبر خاصی درباره این موضوع وجود دارد؟
سید تقی آن کلفت ممد ولی میرزا
مجلس چو شد افنا
هوش مصنوعی: سید تقی، کلفت ممد، وقتی میرزا به مجلس آمد، به مرور زمان از بین رفت.
این جنده زن، افسرده تر از خفته ذکر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این زن، در حالتی غمگین و افسردهتر از کسی به نظر میرسد که خوابیده و بیخبر از دنیا است.
هر چند که «یعقوب» بنام است به پستی
در دزدپرستی
هوش مصنوعی: هرچند که «یعقوب» به عنوان یک شخصیت شناختهشده و بزرگ نامآور است، اما در عین حال به خاطر دزدی و پستیاش قابل سرزنش است.
این مردکه زان مردکه هم (مردکه)تر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این مرد که از آن مرد دیگر هم ترسوتر بود، چه خبرهایی را مشاهده کرد.
آن شیخک کرمانی زر مسلک ریقو
کم مدرک و پررو
هوش مصنوعی: آن فرد سالخورده از کرمان که به طلا و ثروت وابسته است، بیتوجه و پررو است، در حالی که دانش و درک کمی دارد.
هر روز سر سفره اشراف، دمر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: هر روز در کنار سفرهی ثروتمندان، دراز کشیدم و دیدم که چه وضعیتی حاکم است.
شد مصرف پرچانگی شیخ محلات
مجلس همه اوقات
هوش مصنوعی: شکایت از سخنپراکنی و تکرار مداوم شیخ به میان آمده و میگوید که همیشه در خانه و جمعهای مختلف، این پرچانگی او مطرح است.
خیلی دگر این شیخ پدر سوخته لچر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این شخص که زشت و بدبخت بود، به کلی تغییر کرده است. آیا خبرهایی دربارهاش شنیدهای؟
سرچشمه پستی و خداوند تلون
آقای «تدین»
هوش مصنوعی: این یعنی که سرچشمه زشتیها و نیرنگهای دینی نزد کسانی است که خود را متدین میدانند.
این زنجلب از «داور» زنقحبه بتر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی انتقاد از شرایط اجتماعی یا وضعیتی خاص است. شاعر به زنی اشاره میکند که شاید به خاطر اوضاع و احوال یا رفتار خود، در نظر دیگران به شدت منفور است. به طور کلی، این جمله نشاندهنده ناامیدی و نگرانی از وضعیت موجود است و حکایت از مشکلاتی دارد که ممکن است در جامعه وجود داشته باشد.
آقای لسان «عرعر» و تیز و لگدی داشت
خوب این چه بدی داشت
هوش مصنوعی: آقای لسان به شدت پرخاشگر و تندخوی بود، اما واقعاً چه مشکلی در این رفتار او وجود داشت؟
چون چاره اش آسان، دو سه من یونجهٔ تر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: وقتی مشکلش به راحتی حل شد، متوجه شدی که چه خبر بوده است.
میخواست (ملک) خود برساند به وزارت
با زور سفارت
هوش مصنوعی: او میخواست با استفاده از قدرت و نفوذ سفارت، موقعیت خود را به وزارت برساند.
افسوس که عمامه، برایش سر خر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: متأسفانه او متوجه شد که عمامه، برایش نماد احمق بودن و نادانی است. واقعاً چه خبری در اینجا وجود دارد!
آن شیخک خولیپز و بدریخت امین نیست
اینست و جز این نیست
هوش مصنوعی: این مرد پیر و بدقواره که به خود میبالد، قابل اعتماد نیست و جز این هیچ چیز دیگری نیست.
آن کس که رخش همچو سرین بز گر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: آن کسی که زیباییاش مانند پستان بز است، دیدی چه حوادثی برایش پیش آمد؟
تسبیح به کف، جامه تقوای به تن شد
خواهان وطن شد
هوش مصنوعی: با ذکر و عبادت خدا در دل و با پوشیدن لباس پرهیزگاری، انسان به دنبال وطن و مکان امنی است که در آن آرامش و نزدیکی به خدا را تجربه کند.
گویم ز چه عمامه به سر، در پی شر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: میگویم چرا شخصی که عمامه بر سر دارد به دنبال فساد است؛ آیا خبرهایی هست که باید دقت کنیم؟
عمامه به سر هر که، که بنهاد دو کون است
یک کونش که کونست:
هوش مصنوعی: هر کسی که عمامه بر سر میگذارد، در واقع دو بعد دارد: یکی بعد ظاهری و دیگری بعد باطنی. در حقیقت، یکی از این دو بعد مهم است و دیگری چیزی جز یک ظاهر نیست.
آن گنبد مندیل سرش، کون دگر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: آن گنبدی که بر سر اوست، دیگرگونه است و تو باید توجه کنی که چه اتفاقی افتاده است.
آن مردکه خر، که وکیل همدان است
دیدی که چسان است
هوش مصنوعی: آن مرد خُر، که وکیل همدان است، را دیدی که چه حالتی دارد؟
یک پارچه کون، از بن پا تا پس سر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف یک وضعیت خاص و عجیب میپردازد که در آن، یک چیز یا یک موجود به طور کامل و یکپارچه از پایین پا تا بالای سر به یک شکل و وضعیتی مشابه است. به نظر میرسد حاکی از نوعی تعجب یا شگفتی از این شباهت و یکپارچگی باشد.
آن معتمدالسلطنه خائن مأبون
در پشت تریبون
هوش مصنوعی: آن شخص مورد اعتماد و مقامدار، که خیانتکار و بیشرم است، در پشت تریبون حضور دارد.
یک روز که در جایگه خویش پکر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: روزی که در حالتی دلگیر و ناراحت نشسته بودم، متوجه شدم که چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
می گفت که بر کرسی مجلس چو نشینم
از دست نشینم
هوش مصنوعی: میگفت وقتی بر روی کرسی مجلس بنشینم، دیگر از مقام و جایگاه خود پایین نخواهم آمد.
راحت نیم ای کاش که این کرسی ذکر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم به آرامش بنشینم و از ذکر و یاد خدا بهرهمند شوم. اگر اینگونه بود، دنیای متفاوتی را میدیدی و خبرهای خوشی در آن وجود داشت.
اغلب وکلا این سخن از وی چو شنفتند
احسنت بگفتند
هوش مصنوعی: بسیاری از وکلا وقتی این سخن را از او شنیدند، با تحسین به او واکنش نشان دادند.
دیدند در این نطق، بسی حسن اثر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در این سخنرانی، نشانههای زیادی از زیبایی و جذابیت وجود داشت. آیا متوجه شدی که چه اتفاقی افتاد؟
افسار وکیل همدان را چو ببستند
یاران بنشستند
هوش مصنوعی: زمانی که افسار وکیل همدان را بستند، دوستانش نیز نشسته و آرام گرفتند.
گفتند که این (ماچهخر) آبستن زر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: گفتند که ما چه رتبهای داریم و از این وضعیت آگاه بودیم، حالا خبرهایی پیش آمده که نشان میدهد اوضاع چقدر متفاوت شده است.
این مجلس چارم، چه بگویم که چها داشت
(سلطان علما) داشت
هوش مصنوعی: این چهارمین مجلس است و نمیدانم چه بگویم که چه چیزهایی در آن وجود داشت.
پس من خرم، این مردکه گر نوع بشر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: من خوشحالم، اما این مرد که به او اشاره میکنم، آیا واقعا از نوع بشر است؟ آیا خبری که تو شنیدی، حقیقت دارد؟
از بس که شد آبستن و زائید فراوان
قاطر شده ارزان
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه قاطرها زیاد زاییدهاند، حالا قیمتشان کاهش یافته است.
گوئی کمر آشتیانی ز فنر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کمر آشتیانی به مانند یک فنر است، این نشان میدهد که وضعیت یا حالتی وجود دارد که ممکن است به زودی تغییر کند یا تنش و انرژی زیادی در آن نهفته باشد.
مستوفی از آن نطق که چون توپ صدا کرد
مشت همه وا کرد
هوش مصنوعی: زمانی که صدای توپ بلند میشود، همه جمعیت با نگرانی و حیرت واکنش نشان میدهند و مشتهایشان را باز میکنند. این نشاندهندهی تأثیر عمیق و ناگهانی صدای توپ بر روی افراد است.
فهماند که در مجلس چارم چه خبر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در مجلس چهارم، اتفاقات و مسائل جالبی رخ داد که تو نیز آگاه شدی و متوجه اون وقایع شدی.
من نیز یکی، حرف بگفتم وکلا را
در مجلس شورا
هوش مصنوعی: من هم در جلسه شورای تصمیمگیری صحبت کردم و نظر خودم را بیان کردم.
هر چند که از حرف، در ایران چه ثمر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: هرچند که سخن گفتن در ایران چه فایدهای دارد، اما تو میدانی که چه حال و وضعی وجود دارد.
نه سال گذشته که گذشتم ز مداین
گشتم ز مداین
هوش مصنوعی: سالها از زمانی که از شهر مدائن عبور کردم، میگذرد و این سفر به یادم مانده است.
آزرده بدانسان که پدر مرده پسر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: اگر ناراحتی را به قدری عمیق تصور کنی که یک پسر پس از درگذشت پدرش میتواند احساس کند، میفهمی که درد و غم در این وضعیت چقدر شدید و تلخ است.
ویرانه یکی قصر شد، از دور نمایان
در قافله یاران:
هوش مصنوعی: یک قصر که زمانی باشکوه بوده، حالا ویران شده و از دور در میان همراهان دیده میشود.
گفتند که این راه پر از خوف و خطر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: گفتند این مسیر پر از ترس و خطر است، ولی تو دیدی که چه اتفاقی افتاد.
جائی است خطرناک و پر از سارق و جانی
آن گونه که دانی
هوش مصنوعی: این مکان، جایی بسیار خطرناک است که پر از دزدان و قاتلان است، همانطور که میدانی.
عریان شود آن کس که از آن راهگذر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: کسی که از آن مسیر عبور کند، در نهایت بدون پوشش و عریان میشود. آیا متوجه هستی چه اتفاقی افتاده است؟
کسرای عدالتگر اگر زنده بد این عصر
اینسان نبد این قصر
هوش مصنوعی: اگر کسرای عدالتگستر در این زمان زنده بود، این وضع و حال و این قصر اینگونه نمیبود.
گفتم که به اعصار گذشته، چه مگر بود؟
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: به گذشتهها اشاره کردم و پرسیدم که در آن زمانها چه اتفاقاتی افتاده بود؟ آیا خبرهایی بود که از آنها بیخبر بودهایم؟
گفتند که بوده ست عدالتگه ساسان
آن روز که ایران:
هوش مصنوعی: عدالت در دوران ساسانیان به حدی بود که مردم آن زمان به آن افتخار میکردند و آن را یکی از ویژگیهای مهم ایران میدانستند.
سر تا به سرش، مملکت علم و هنر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: تمام وجود او پر از علم و هنر بود، آیا خبر خوبی از او شنیدی؟
من در غم این، کز چه عدالتگه کشور؟
شد دزدگه آخر
هوش مصنوعی: من افسوس میخورم به این که کشور ما به چه جایی رسیده است؛ جایی که عدالت به فراموشی سپرده شده و در حقیقت، تبدیل به محلی برای دزدی و فساد شده است.
زین نکته، غم اندر دل من بی حد و مر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: از این موضوع، غم در دل من بیپایان و بیحد و مرز است. میدانی چه خبر است؟
این منزل دزدان شدنِ بارگه داد!
بیرون نشد از یاد
هوش مصنوعی: این مکان به محلی برای دزدان تبدیل شده و به یادم نمیرود که روزی اینجا چه خبرهایی بود.
همواره همین مسئله، در مد نظر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: همیشه این موضوع مورد توجه قرار داشت و حالا ببین چه خبر پیش آمده است.
تا این که در این دوره بدیدم وکلا را
در مجلس شورا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فرد در این دوره زمانی، وکلای مجلس شورا را مشاهده کرده است.
دیدم دگر این باره، از آن باره بتر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: دیدم که این موضوع از آن موضوعی که قبلاً داشتیم، بدتر شده است. میدانی که چه اتفاقی افتاده است.
ویران شده، شد دزدگه آن بنگه کسرا!
وین مجلس شورا
هوش مصنوعی: این مکان که زمانی بزرگ و باشکوه بود، اکنون به خرابهای تبدیل شده است و دیگر فضایی برای گردهمایی و مشورت باقی نمانده است.
ویران نشده دزدگه و مرکز شر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: تخریب نشده است آن مکان که دزدی و فساد در آن جریان داشت. تو ببین چه واقعهای در آنجا اتفاق افتاده است.
این مجلس شورا نبد و بود کلوبی
یک مجمع خوبی
هوش مصنوعی: این جمع و جلسه، نه تنها محلی برای گفتگو نیست، بلکه فضایی است پر از خوبی و نیکی.
از هر که شب از گردنه، بردار و ببر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: اگر از کسی در طول شب در گردنه یا تپهای عبور کردی، متوجه خواهی شد که چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
هرگز یکی از این وکلا زنده نبودی
پاینده نبودی
هوش مصنوعی: هیچکدام از این وکلا زنده نمیمانند و دوام نخواهند داشت.
این جامعه زندهنما زنده اگر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: اگر این جامعه زنده و پویا بود، حتماً خبرهای شگفتانگیزی را میتوانستی ببینی.
وآنگه شدی از بیخ و بن، این عدل مظفر
با خاک برابر
هوش مصنوعی: سپس تو از ریشه و اساس، به گونهای شدی که این عدالت پیروزمند در برابر خاک قرار گرفت.
حتی نه به تاریخ، از آن نقش صور بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: حتی در تاریخ هم، از آن تصویر و نشان چه خبر ی ندیدی؟
تنها نه همین کاخ، سزاوار خرابی است
این حرف حسابی است
هوش مصنوعی: تنها این کاخ نیست که باید ویران شود؛ این یک واقعیت منطقی است.
ای کاش که سرتاسر «ری» زیر و زبر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: ای کاش تمام منطقه «ری» به هم ریخته و دچار آشفتگی بود تا ببینی چه اتفاقی میافتاد.
ای «ری» تو چه خاکی که چه ناپاک نهادی!
تو شهر فسادی
هوش مصنوعی: ای شهر ری، تو چه خاکی داری که در آن ناپاکیها را جای دادهای! تو شهر فساد هستی.
از شر تو یک مملکتی، پر ز شرر بود!
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: تو باعث مشکلات زیادی برای یک کشور شدهای و بدبختیهای زیادی به بار آوردهای! آیا خبر داری از تأثيرات بدی که داشتهای؟
«شمر» از پی تو، جد مرا کشت، چنان زار
لعنت به تو صد بار
هوش مصنوعی: شمر به خاطر تو، جد من را به قتل رساند، بنابراین هزار بار به تو لعنت میکنم.
صد لعن به او نیز، که رنجش به هدر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: به او صد بار لعنت میکنم، زیرا که دیدی زحماتش بیثمر بود و عاقبت چه اتفاقی افتاد.
ای کاش که یک روز، ببینم درین شهر
از خون همه نهر
هوش مصنوعی: ای کاش روزی برسد که در این شهر، از خون تمام کسانی که در اینجا زندگی میکنند، نهرهایی جاری شود.
در هر گذری، لخته خون تا به کمر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: در هر مسیری که میرفتی، خونریزی تا کمر را شاهد بودی و باخبر بودی از چه مشکلاتی در آنجا وجود دارد.
از کوه (وزو) آنچه که شد خطه (پمپی)
آن به که شود ری
هوش مصنوعی: از کوه و زحمتی که در آن بود، بهتر است که به سرزمین پمپی نگاه کرد تا به شهر ری.
ای کاش که در کوه دماوند اثر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: اگر در کوه دماوند نشانهای بود، میدیدی چه حال و هوایی دارد.
این طبع تو «عشقی» به خدائی خداوند
از کوه دماوند:
هوش مصنوعی: این ویژگی دلانگیز تو، مانند عشق به خدای بزرگ، از عظمت کوه دماوند سرچشمه میگیرد.
محکمتر و معظمتر و آتشکدهتر بود
دیدی چه خبر بود
هوش مصنوعی: چیزی که دیدی، بسیار قویتر و بزرگتر و پرشورتر بود.