برگردان به زبان ساده
تا کی، ای مست خواب غفلت و جهل
گوش سوی مقلد نااهل؟
هوش مصنوعی: تا کی، ای کسی که در خواب غفلت و نادانی هستی، باید به حرفهای کسانی که خودشان علم کافی ندارند گوش بدهی؟
تا به مقصد درین طریق تو را
کی رساند دلیل نابینا؟
هوش مصنوعی: در این مسیر، آیا یک راهنمای کور میتواند تو را به هدف برساند؟
سازده، یار گیر دانش و عقل
رخت بر بند ازین سراچهٔ نقل
هوش مصنوعی: ای یار، دانایی و عقل خود را آماده کن و از این دنیا و جایی که داستانها در آن روایت میشود، دل بکن.
نفسی از همه تبرا کن
ساعتی چشم خویشتن وا کن
هوش مصنوعی: مدتی از همه چیز دوری کن و چشمانت را باز کن تا واقعیت را بهتر ببینی.
لحظهای درگذر ازین پس و پیش
لمحهای در نگر به عالم خویش
هوش مصنوعی: لحظهای به اطراف خود نگاه کن و از این زمان عبور کن تا جهانی که در آن زندگی میکنی را بهتر بشناسی.
چند مانی تو این چنین خفته؟
همره از راه منزلی رفته؟
هوش مصنوعی: چند وقت است که در خواب هستی؟ آیا همراهی از راهی به منزل رفته است؟
به طلب در جهان چه میپویی؟
چو تو گم گشتهای، چه میجویی؟
هوش مصنوعی: در این دنیا چه را میخواهی و به دنبال چه هستی؟ وقتی خودت را گم کردهای، دیگر چه چیزی را جستجو میکنی؟
دیده بگشای، ای که در خوابی
خویشتن را طلب، مگر یابی
هوش مصنوعی: چشمهایت را باز کن، ای کسی که در خواب غفلت به سر میبری؛ شاید با این کار خودت را پیدا کنی.
چند ازین اشتغال بیحاصل؟
دیگران را و خود ز خود غافل؟
هوش مصنوعی: چقدر باید به این کارهای بیفایده ادامه دهیم؟ ما و دیگران هر دو از خودمان غافل شدهایم.
تا تو در خویشتن نظر نکنی
وانگه از خویشتن گذر نکنی
هوش مصنوعی: تا وقتی که به درون خود نگاه نکنی و از آنچه هستی عبور نکنی، نمیتوانی تغییر کنی یا به شناخت بهتری از خود برسی.
نرسانی نظر به عین کمال
نشناسی فراق را ز وصال
هوش مصنوعی: اگر به کمال دست نرسی، نمیتوانی زیبایی فراق را از وصال تشخیص دهی.
ایزد آخر نیافریدت تن
همه از بهر خوردن و خفتن
هوش مصنوعی: خداوند تو را تنها برای خوردن و خوابیدن نیافریده است.
اندرین صورت ضعیف اساس
جان معنی است، سعی کن، بشناس
هوش مصنوعی: در این حالت، اساس وجود انسان به معنای زندگی است. تلاش کن و آن را بشناس.
تا کی، ای همچو گاو سر در پیش
طعمهای گرگ نفس را چون میش؟
هوش مصنوعی: تا کی باید مانند گوسفندی بیخبر و آرام در برابر خطرات زندگی بیحرکت بمانی؟ آیا نباید کمی هوشیارتر و شجاعتر باشی تا از دست اجتنابناپذیر مشکلات و دشمنان فرار کنی؟
تن تو خاک تیره را شد فرش
دل و جان تو تاج و قبهٔ عرش
هوش مصنوعی: بدن تو به مانند فرشی از خاک تاریک است، اما دل و جان تو همچون تاج و گنبد آسمان با شکوه و عظمت هستند.
صورتی را، که جان معنی هست
منجنیق اجل اگر بشکست
هوش مصنوعی: اگر صورت زیبایی که نشاندهنده جان و معناست، بمیرند و در آغوش مرگ بیفتد.
مغز او را ز پوست به بیند
باز گشتن به دوست به بیند
هوش مصنوعی: وقتی فکر او از ظواهر به عمق مطلب برگردد، میتواند به ارزش دوستی و ارتباط با دیگران پی ببرد.
ای که غافل ز حال خود شدهای
چون بدانجا روی که آمدهای
هوش مصنوعی: ای کسی که از حال خود غافلی، وقتی به حقیقت و مقصد خود بروی، متوجه خواهی شد که به کجا آمدهای.
از تو آخر بپرسد ایزد پاک
گوید: ای جرم کردهٔ ناپاک
هوش مصنوعی: در نهایت خداوند از تو بازخواست خواهد کرد و خواهد گفت: ای کسی که مرتکب گناه شدهای.
کرده بودی به مردمی دعوی
حاصلت کو ز صورت و معنی؟
هوش مصنوعی: تو به جمعی از مردم ادعایی کرده بودی، حالا کجا است دستاورد تو از نظر ظاهری و باطنی؟
روزی اندر سراچهٔ شاهی
کار ناکرده مزد میخواهی؟
هوش مصنوعی: یک روز در قصر شاهانه، بدون اینکه کاری انجام داده باشی، توقع دستمزد داری؟
هر که دل در امور سفلی بست
به بلاهای جاودان پیوست
هوش مصنوعی: هر کس دل خود را به مسائل دنیوی و چیزهای پست مشغول کند، به بدبختیها و مشکلاتی دائمی دچار میشود.
هر دلی کو هوای دنیا خواست
در تن افزود، لیک از جان کاست
هوش مصنوعی: هر کسی که تنها برای دنیا و خوشیهای آن آرزو کند، به بدن خود چیزهایی اضافه میکند، اما از ارزش و عمق وجودش میکاهد.
هر که در ملک جان امین نبود
خازن نقد ماء و طین نبود
هوش مصنوعی: هر کسی که در حاکمیت روح و جان قابل اعتماد نباشد، نمیتواند نگهبان ثروت و منابع مادی باشد.
گوهری پیش مفلسی ننهند
این بلندی به هر کسی ندهند
هوش مصنوعی: جواهر را در اختیار افراد بیخبر و تهیدست قرار نمیدهند و ارزشهای والای زندگی را به هر کسی نمیبخشند.
عاشقان راست این مقام، آری
عاشقان را سزد چنین کاری
هوش مصنوعی: عاشقان به این جایگاه شایستهاند و این نوع رفتار برای آنها مناسب است.