برگردان به زبان ساده
جان من چون به عالم دل شد
با صفا جمع گشت و حامل شد
هوش مصنوعی: زمانی که جان من به دنیای دل رسید، به آرامش و صفا دست یافت و همه چیز گرد هم آمد و پذیرفته شد.
گشت حاصل ز فیض ربانی
در وجودم جنین روحانی
هوش مصنوعی: خداوند با لطف و رحمتش در وجود من جانی تازه بخشیده و روحی را به وجود آورده است.
چون محبت به شوق تسویه داد
قابلهٔ عشق یافت چون میزاد
هوش مصنوعی: وقتی عشق با محبت درآمیخت و به شکل زیبایی در آمد، مانند این است که در عمل زایمان، یک قابله، نوزادی را به دنیا میآورد.
دیدمش، چون ز غیب روی نمود
قرةالعین نیک موزون بود
هوش مصنوعی: وقتی او را دیدم، مانند اینکه از دنیای پنهان ظاهر شده، چهرهاش زیبا و جذاب بود.
در مهاد هواش پیوسته
به قماط هوس فرو بسته
هوش مصنوعی: در دلم همیشه به خاطر آرزوها و خواستههایم به شدت در فشار و محدودیت قرار دارم.
داد پستان فکر من به صفا
شیر «حولین کاملین» او را
هوش مصنوعی: فکر من مثل شیرینی خالص و باطراوت است که در میان آدمهای پاک و کامل جریان دارد.
شب و روزش غذا ز اشواق است
گرچه طفل است، پیر عشاق است
هوش مصنوعی: این شخص در هر دو شب و روز، غذای روحش عشق است. با اینکه هنوز کودک است، اما در دل و درک خود مانند یک عاشق پیر و با تجربه به نظر میرسد.
صورتش همچو معنیش زیبا
خالی از حشو و صافی از ایطا
هوش مصنوعی: چهرهاش همانند معنایش زیباست، خالی از زوائد و بسیار پاک و شفاف.
هیچ چشمی ندیده در خوابش
رخ ندید آفتاب و مهتابش
هوش مصنوعی: هیچ چشمی در خواب هم زیبایی نور خورشید و ماه را نیکو ندیده است.
راه خور از دریچه ناداده
سایهاش بر زمین نیفتاده
هوش مصنوعی: آفتاب از پنجره به بیرون میتابد، ولی سایهاش بر زمین نمیافتد.
ساکن حجرهٔ امانت بود
در پس پردهٔ صیانت بود
هوش مصنوعی: در دنیای حفاظت و امانتداری، چیزی در پس پرده وجود دارد که باید از آن مراقبت شود.
نقش او را، ز صانعی که ببست
از معانی هر آنچه خواهی هست
هوش مصنوعی: نقش او، چیزی است که از خالقش به وجود آمده و شامل تمام معناهایی است که میخواهی.
مستم از بادهٔ هوایش، مست
که جگر گوشهٔ لطیف من است
هوش مصنوعی: من در نوشیدنی خاصی غرق شدهام، زیرا او به قدری برایم عزیز و نازنین است که مانند جگر گوشهام میباشد.
منزل او شریف جایی بود
زانکه در کوی آشنایی بود
هوش مصنوعی: خانه او مکان باارزشی بود، زیرا در محلهای است که دوستان و آشنایان حضور دارند.
راستی هست مونسی خوش خوی
نیک خاموش، لیک شیرین گوی
هوش مصنوعی: واقعاً دوست خوبی دارم که انسان شایستهای است و اگرچه ساکت و خاموش است، اما در عین حال بسیار خوشزبان و شیرینگو نیز هست.
لفظ و معنی او همه مطبوع
عشق را بیت های او ینبوع
هوش مصنوعی: کلمات و معناهای او همه را به شکلی دلنشین و زیبا بیان کرده است؛ شعرهای او مانند منبعی از عشق و احساس میباشند.
فصل او را هزار نوع بهار
گه بود گلستان و گه گلزار
هوش مصنوعی: فصل او هزار نوع زیبایی دارد، گاهی شبیه گلستان و گاهی مثل گلزار.
غزلیات و مثنویاتش
چون حکایات او به غایت خوش
هوش مصنوعی: شعرها و داستانهای او بسیار زیبا و captivating هستند و مانند حکایتهایش، سرشار از جذابیت و شیرینیاند.
بیقدم در جهان همی پوید
بیزبان مدح خواجه میگوید
هوش مصنوعی: بیحرکت در دنیای خود به پیش میرود و بدون کلام، در ستایش معشوق سخن میگوید.