برگردان به زبان ساده
بیرخت جانا، دلم غمگین مکن
رخ مگردان از من مسکین، مکن
هوش مصنوعی: ای جانم، اگر تو را نبینم، دلم غمگین میشود. خواهش میکنم، چهرهات را از من دور نکن و مرا تنها مگذار.
خود ز عشقت سینهام خون کردهای
از فراقت دیدهام خونین مکن
هوش مصنوعی: تو با عشق خود دلم را جریحهدار کردهای و از دوریات چشمانم پر از اشک شده است، پس مرا در این حال رنجیده نکن.
بر من مسکین ستم تا کی کنی؟
خستگی و عجز من میبین، مکن
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی بر من بیچاره ستم کنی؟ خستگی و ناتوانی مرا میبینی، پس این کار را نکن.
چند نالم از جفا و جور تو؟
بس کن و بر من جفا چندین مکن
هوش مصنوعی: چقدر باید از ستم و بیرحمی تو گله کنم؟ کافی است، دیگر به من ظلم نکن.
هر چه میخواهی بکن، بر من رواست
بی نصیبم زان لب شیرین مکن
هوش مصنوعی: هر کاری که دلت میخواهد انجام بده، من با کمال میل قبول دارم؛ اما مرا از آن لب شیرینت محروم نکن.
بر من خسته، که رنجور توام
گر نمیگویی دعا، نفرین مکن
هوش مصنوعی: من بسیار خسته و بیمار هستم، اگر دعایی نمیکنی، حداقل برای من نفرین نکن.
در همه عالم مرا دین و دلی است
دل فدای توست، قصد دین مکن
هوش مصنوعی: من در این دنیا تنها یک دین و یک دل دارم و آن هم دل و دینم به تو است، پس به خاطر دین و مذهب به من نزدیک نشو.
خواه با من لطف کن، خواهی جفا
من نیارم گفت: کان کن، این مکن
هوش مصنوعی: اگر با من مهربان باشی یا به من ظلم کنی، چیزی نخواهم گفت؛ فقط این را بدان که کاری که نمیخواهی، نکن.
با عراقی گر عتابی میکنی
از طریق مهر کن، وز کین مکن
هوش مصنوعی: اگر با عراقی برخورد تندی داری، بهتر است با محبت و مهربانی رفتار کنی و از کینه و دشمنی پرهیز کن.