برگردان به زبان ساده
دوش جام وصل جانان خوردهام
بادهها از ساغر جان خوردهام
هوش مصنوعی: دیشب، در حالی که با محبوبم بودم، نوشیدنیهای زیادی را از جام زندگی نوشیدم.
جای آن است ار نگنجم در جهان
زآن که جام از دست جانان خوردهام
هوش مصنوعی: جای این دارد که اگر در این دنیا جا نشوم، ناراحت نباشم؛ چون من از دست محبوبم، جامی پر از عشق را سر کشیدهام.
جان همینازد ز لفظ عذب من
از پی آن کآب حیوان خوردهام
هوش مصنوعی: دل من به کلام دلنشین من میبالد، زیرا من از چشمهٔ حیات نوشیدهام.
با لب و دندان آن آب حیات
کاندُهِ عشقش فراوان خوردهام
هوش مصنوعی: من با لب و دندان خود، از آن آب حیات که به دلیل عشقش بسیار فراوان است، نوشیدهام.
غیرت لؤلؤی لالا دیدهام
طیره لعل بدخشان خوردهام
هوش مصنوعی: من غیرت را مانند گوهر گرانبهایی دیدهام و زیبایی را همچون لعلهای خوشرنگ بدخشان تجربه کردهام.
خون دل بسیار خوردم تا به دوش
تا نپنداری که آسان خوردهام
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی متحمل شدم و رنجهای زیادی را از سر گذراندم تا شما فکر نکنید که آسان به این جا رسیدهام.
بیامامی جام مالامال او
واله و مدهوش و حیران خوردهام
هوش مصنوعی: به دوری از امام، پر از احساس عشق و شگفتی به حالتی رسیدهام که گیج و مدهوش شدهام.