برگردان به زبان ساده
نه رای آنکه بترک دیار و یار کنم
نه جای آنکه سر کویش اختیار کنم
هوش مصنوعی: نه میتوانم از دیار و وطنم دل بکنم و نه میتوانم به راحتی جای دیگری را انتخاب کنم.
نه روی آنکه تحمل کنم ببوی امید
نه روز آنکه شب وصل را شمار کنم
هوش مصنوعی: نه آنقدر تاب و تحمل دارم که به بوی امید نگاه کنم، و نه روزی که به شب وصال فکر کنم و آن را بشمارم.
سزای من دلم از دیده در کنار نهاد
چو قصد رفتن آن راه بی کنار کنم
هوش مصنوعی: پاداش من این است که قلبم را کنار چشمانم گذاشتهام، چون تصمیم به رفتن در آن راه بیپایان را دارم.
ز راه دیده هر آن گوهرم که جمع شود
بدامن آرم و بر راه دل نثار کنم
هوش مصنوعی: از طریق چشمانم، هر چیزی که ارزشمند باشد را جمعآوری کرده و در دامن میریزم و سپس بر راه عشق نثار میکنم.
همی چه گویم و خود کرده را چه چاره توان
بدین حدیث که کردم خود اقتصار کنم
هوش مصنوعی: هر چه بگویم و از کار خود نتوانم چارهای پیدا کنم، باید به همین سخنی که گفتم بسنده کنم.