برگردان به زبان ساده
چو گشتند لختی همی رهسپار
به قصر مقاتل گشادند بار
هوش مصنوعی: وقتی کمی گذشت و راهی شدند، بارها را در قصر مقاتل گشودند.
سپه بهر راحت فرود آمدند
سراپرده ی شاه را بر زدند
هوش مصنوعی: ارتش برای آرامش و راحتی خود فرود آمدند و خیمهگاه شاه را برپا کردند.
چوشه گشت آسوده ازرنج راه
یکی خیمه دید اندر آن جایگاه
هوش مصنوعی: چون زندگی از سختیها و زحمتها آزاد شد، در آن مکان، خیمهای را مشاهده کرد.
به دهلیز او نیزه ای استوار
ودیگر یکی باره ی راهوار
هوش مصنوعی: در ورودی او، نیزه ای محکم و دیگر چیزی که برای عبور آسان است وجود دارد.
پژوهش نمود از خداوند آن
یکی گفت با آن شه کامران
هوش مصنوعی: یک نفر از خداوند پرسش کرد و به آن پادشاه موفق و پیروز گفت.
خداوند این خیمه عبدالله است
که خود نابه هنجار و دورازره است
هوش مصنوعی: خداوند این خیمه متعلق به عبدالله است، که خود از معیارها و هنجارهای معمول فاصله دارد و در جایی دور از آن قرار دارد.
بد اندیش مردی است جعفی نژاد
کژی باشدش پیشه زشتی نهاد
هوش مصنوعی: مردی که افکار منفی دارد و از نژاد جعفی است، به خاطر داشتن شغل نادرست و ویژگیهای زشت، دچار کجی و ضعف شخصیت است.
نوندی فرستاد شه سوی اوی
چو آمد ستمکار ناپاکخوی
هوش مصنوعی: پادشاه فردی را به سوی او فرستاد. وقتی او به آنجا رسید، ستمگر و بیرحمی را دید.
بفرمود شه:ای که درروزگار
نبوده تو را جز گنه هیچ کار
هوش مصنوعی: پادشاه فرمود: ای کسی که در تمام این زمان، جز خطا هیچ کار دیگری نداشتی.
بیا توبه کن زان فراوان گناه
پی یاری من بپیمای راه
هوش مصنوعی: بیا از گناهان بیشمار خود دست بکش و برای کمک و همراهی به من بپیوند.
که از نار دوزخ رهانم تو را
سوی باغ مینو کشانم تو را
هوش مصنوعی: من تو را از آتش دوزخ نجات میدهم و به سوی باغ بهشت هدایت میکنم.
چنین پاسخ آورد برگشته بخت
به شاه فلک مسند عرش تخت
هوش مصنوعی: بخت به شاه فلک پاسخ داد که به عرش و تخت پادشاهی برگشته است.
که گر من خدیوا در این داوری
تو را همرهی سازم و یاوری
هوش مصنوعی: اگر من در این قضاوت تو را همراه و یاری کنم، حتی اگر به مقام و منزلت بالایی دست یابم.
نخستین کسی کو شود کشته زار
منم دردو رویه صف کارزار
هوش مصنوعی: من اولین کسی هستم که در میدان جنگ به خاطر عشق و دلتنگی جان خود را فدای میکند.
یکی تیغ دارم شده آزمون
بسی ریخته روز پیکار خون
هوش مصنوعی: من یک شمشیر دارم که در میدان نبرد آزموده شده و در طول روز جنگ، خونهای زیادی به زمین ریخته شده است.
و دیگر یکی اسب زرین لگام
سیه چشم و خارا سم و تیز گام
هوش مصنوعی: و دیگر یک اسب با زین طلایی، چشمانش سیاه و سمهایش سفت و محکم و گامهایش سریع و تند است.
برآن از پی هر که بشتافتم
سرانجام هر جا که بد یافتم
هوش مصنوعی: هر جا که تلاش کردم و به دنبال کسی رفتم، در نهایت به جایی رسیدم که آن شخص را پیدا کردم.
وگر خصمی از پی مرا تاختی
زآسیب آنم رها ساختی
هوش مصنوعی: اگر کسی برای مقابله با من به میدان بیاید، تو مرا از آسیب و خطر آن خلاص کردهای.
همان تیغ و آن باره ی باد پای
تو را بخشم ای داور رهنمای
هوش مصنوعی: من همانند تیغ تیز و بادی که بر جان تو میوزد، احساسات و قدرت خود را به تو میدهم، ای راهنمای دادگر.
به جز این نیاید زمن هیچ کار
زمن بیش ازاین چشم یاری مدار
هوش مصنوعی: جز این کاری از من برنمیآید و از تو هم انتظار یاری بیشتر نداشته باش.
چو بشنید این داور بی همال
رخ خویش برتافت ازآن بدسگال
هوش مصنوعی: وقتی این داور بینظیر این را شنید، صورتش را از آن شقاوت دور کرد.
بدو گفت: بیهوده کم گوی باز
که با تیغ و اسبت ندارم نیاز
هوش مصنوعی: او به او گفت: بیخود کم حرف نزن، چون من به شمشیر و اسب نیاز ندارم.
مرااسب و تیغ نبی (ص)وعلی (ع)
به کار آید و بازوی پر دلی
هوش مصنوعی: من به اسب و شمشیر پیامبر و علی نیازمندم و همچنین به شجاعت و دلیر بودن.
به یاری خود خواندمت تاکه جان
رها سازی از چنگ اهریمنان
هوش مصنوعی: به کمک خودت به من بپیوند تا روح را از دست نیروهای شر رهایی ببخشی.
وگرنه به یاری یزدان پاک
ندارم زبی یاری خویش باک
هوش مصنوعی: اگر یاری از سوی خداوند نباشد، از یاری دیگران نگران نیستم.
پس اکنون دراین سرزمین درممان
به زودی ازین جایگه شو چمان
هوش مصنوعی: بنابراین، در این سرزمین به زودی باید از این مکان حرکت کنی و به جلو بروی.
که گر بشنوی ناله و زاری ام
نبازی سر خویش در یاری ام
هوش مصنوعی: اگر صدای ناله و گریه من را بشنوی، سر خود را در حمایت از من در خطر نخواهی انداخت.
تو رانزد اهریمن تیره رای
به دوزخ دهد ایزد پاک جای
هوش مصنوعی: خداوند پاک به کسی که در دلش تاریکی و نیتهای بدی دارد، جایگاهی در دوزخ میدهد.
بدین گونه چون شه سخن سازگشت
بداختر به خرگاه خود بازگشت
هوش مصنوعی: پس از آنکه پادشاه به گفتگو و سخنوری پرداخت، در پایان به خیمهگاه خود بازگشت.
چو او رفت و شام سیه شد پدید
همی بود شه تا سپیده دمید
هوش مصنوعی: زمانی که او رفت، تاریکی شب خود را نشان داد. شاه تا صبح سپیده و نوری تازه دید.
به همراه فرخنده یاران نماز
بیاورد بردرگه بی نیاز
هوش مصنوعی: به همراه دوستان خوشبخت و شاد نماز را به درگاه بینیاز آورده است.