برگردان به زبان ساده
شنیدم که زد داور دین پناه
به سر منزل خسروی بارگاه
هوش مصنوعی: شنیدم که حاکم عدالت، به خانهی بزرگ و با عظمت وارد شد.
بیامد یکی پیر کافور موی
که خود عمرو بودی نکو نام اوی
هوش مصنوعی: یک مرد سالخورده با موی سفید و خوشبو آمد که خودش عمرو بود و نام نیکویی داشت.
ببوسید خاک و بنالید زار
به لابه بگفت ای شه تاجدار
هوش مصنوعی: خاک را بوسید و با دلشکستگی شکایت کرد و گفت: ای پادشاه با تاج زیبایت.
مرا از بنی عکرمه گوهر است
زمن پند آموختن در خور است
هوش مصنوعی: من از نسل بنی عکرمه هستم و از من یادگیری و کسب دانش شایسته و مناسب است.
یکی ژرف زآغاز اندیشه کن
سپس – راز بشنو ز پیر کهن
هوش مصنوعی: به عمق افکار خود بنگر و از آنجا آغاز کن، سپس به سخنان حکیم دورانهای گذشته گوش فرا بده.
اگر چند باشی تو خود هوشمند
شنفتن ز پیران نکوی است پند
هوش مصنوعی: اگر تو دانشمندی هستی، بهتر است از آموزههای نیکو از بزرگترها استفاده کنی.
ازاین ره که داری بپیچان عنان
مرو سوی زوبین و تیغ و سنان
هوش مصنوعی: از این راهی که در آن هستی، سست مشو و به سمت نیزه، شمشیر و نیزه نرو.
برو سوی یثرب مرو زی عراق
که در سینه دارند اهلش نفاق
هوش مصنوعی: به شهر یثرب برو و به عراق نرو، زیرا اهل عراق در دل خود نفاق دارند.
ندید ی که با شیر پروردگار
چه کردند آن مردم نابکار
هوش مصنوعی: آیا ندیدی که آن مردم بدکار با آن کسی که با رحمت و قدرت الهی پرورش یافته، چه کردند؟
شکستند پیمان پورش حسن
کزو چاره شد نزد زشت اهرمن
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که پیمانی که بین حسن و زشت (اهریمن) وجود داشته، شکسته شده است. در اینجا حسن به عنوان نماد نیکی و زشت به عنوان نماد بدی ذکر شدهاند. این شکست پیمان نشاندهندهای از تغییری در وضعیت و چارهای است که برای رسیدن به نیکی وجود دارد.
همی بینم ای شاه گردون سریر
به چنگ اجل مرتو را دستگیر
هوش مصنوعی: ای پادشاه آسمان، میبینم که تخت سلطنت به دستان مرگ گرفتار شده است.
دریغ آیدم از چنین روی و موی
که بد خواهش ازخون دهد شستشوی
هوش مصنوعی: از این چهره و موی زیبا افسوس میخورم که کسی برای خوشایند او حاضر است به هر قیمتی، حتی به خون خود، آسیب بزند.
یکی پند بشنو ازاین مرد پیر
هرآنچت سراید ازو در پذیر
هوش مصنوعی: از این مرد پیر نصیحتی بشنو و هر چیزی که تو میگویی، از او بپذیر.
بفرمود دارای گردون سریر
بدان پیر آگاه روشن ضمیر
هوش مصنوعی: شاهنشاه فرمان داد تا آن پیر با دانش و بینش روشن را به حضور پذیرفته و دربارهی کشور و امور آن اطلاعاتی کسب کنند.
که هرچ آن تو گفتی درست است و راست
نباشد در آن اندکی کم وکاست
هوش مصنوعی: هرچه تو بگویی، صحیح و درست است و هیچ کم و کسری در آن وجود ندارد.
بود هر چه از نیک و بد درجهان
نباشد به من یک سر مو نهان
هوش مصنوعی: هر چه در این دنیا از خوبیها و بدیها وجود دارد، برای من حتی به اندازه یک تار مو هم اهمیت ندارد.
ولی ای خردمند پیر کهن
مرا کشته خواهد خداوند من
هوش مصنوعی: ای فرزانه و با تجربه، بدان که خداوند مرا به سوی خود خواهد کشید و جانم را خواهد گرفت.
قلم از ازل زد به لوح این رقم
که گردم همی کشته جف القلم
هوش مصنوعی: قلم از آغاز نوشتهای را بر لوح رقم زده که میگوید من همیشه تحت تأثیر جفای قلم قرار گرفتهام و مثل یک قربانی هستم.
اگر درجهم من به سوراخ مور
کشد دشمنم اندر آن تنگ گور
هوش مصنوعی: اگر دشمنم مرا به جایی تنگ و دشوار بیندازد، در آن شرایط سخت من به اندازه یک مورچه کوچک خواهم بود.
چو من کشته گردم ثقیفی نژاد
یک مرد آید به آیین و داد
هوش مصنوعی: وقتی من کشته شوم، مردی از نژاد ثقیف خواهد آمد که به اصول و قوانین احترام میگذارد.
برآرد زدوده پرند از نیام
کشد ازبد اندیش من انتقام
هوش مصنوعی: پرندۀ نیکوکار، از نیام خارج میشود و از اندیشههای پلید من انتقام میگیرد.
چو بشنید این راز آن پیرمرد
برفت از برشاه با داغ و درد
هوش مصنوعی: پیرمرد که این راز را شنید، با دلتنگی و ناراحتی از کنار شاه دور شد.