برگردان به زبان ساده
زسالار بد دختری خردسال
که مانست خورشید رادرجمال
هوش مصنوعی: از سالار بد، دختری کوچک و کم سن و سال به دنیا آمده که در زیبایی مانند خورشید است.
درآغوش خود شاه بنشا ختش
پدرورا بوسید و بنواختش
هوش مصنوعی: در آغوش خود، شاه با محبت پدرش را بوسید و نوازش کرد.
چو آن بی پدر کودک هوشیار
چنان مهر دید از جهانشهریار
هوش مصنوعی: زمانی که آن کودک یتیم و دانا، عشق و محبت را از شاه جهان مشاهده کرد، احساس عمیقی در او به وجود آمد.
خروشید و گفت ای مهین عم راد
که جان آفرینت نگهدار باد
هوش مصنوعی: او با صدای بلند فریاد زد و گفت: ای عم راد بزرگ، امیدوارم که آفریننده جان تو را حفظ کند.
ندیدم چنین مهر ازین پیش من
که بینم کنون ازتو با خویشتن
هوش مصنوعی: من قبلاً چیزی شبیه به این محبت را ندیده بودم و اکنون این احساس را از تو نسبت به خودم تجربه میکنم.
گمانم که دشمن بتیمم نمود
زمرگ پدر دهل دو نیمم نمود
هوش مصنوعی: به نظر میآید که دشمن به نیتبیرحمی به من ضربه زده و باعث شده که از درون دو نیم شوم؛ شبیه به اینکه خبر مرگ پدرم مرا به شدت آسیبپذیر کرده است.
شهنشه بدو گفت و بگریست زار
که ای ازپسر عم – مرا یادگار
هوش مصنوعی: شاهنشاه به او گفت و زاری کرد و گفت: ای پسر عمو، تو یادگار من هستی.
تو را گر پدر کشته شد غم مخور
که هست تو را من به جای پدر
هوش مصنوعی: اگر پدرت هم کشته شده، نگران نباش، چرا که من برای تو چون پدری هستم.
بگو ازچه آگاه گشتی چنین
که بابت شده کشته ی تیغ کین
هوش مصنوعی: بگو چه چیزی باعث شد که تو به این درک برسی که به خاطر انتقام، به قتل رسیدهای؟
بگفتا تورا هست رسمی قدیم
که اینسان نوازش کنی با یتیم
هوش مصنوعی: او میگوید که تو عادت دارم به اینگونه با یتیمان مهربانی کنی.
پس ازدل خروشی برآورد زار
به سوگ پدر همچو ابر بهار
هوش مصنوعی: پس از آنکه دلش به شدت ناراحت شد، مانند ابرهای بهاری، ناگهان شروع به گریه و عزاداری برای پدرش کرد.
دوگیسوی مشکین پریشان نمود
ره ناله از نای دل برگشود
هوش مصنوعی: دو گیسوی مشکی به خوبی پخش شده است و صدای نالهای از عمق دل به گوش میرسد.
چو مردان و زن های هاشم نژاد
شنیدند آن مویه زان پاکزاد
هوش مصنوعی: وقتی مردان و زنان از خانواده هاشم صدای شیون آن پاکزاده را شنیدند، متاثر شدند.
همه درفغان و خروش آمدند
ز مرگ سپهبد به جوش آمدند
هوش مصنوعی: همه به خاطر مرگ فرمانده به فریاد و ناله درآمدند و به شدت به هیجان آمدند.
زن و مرد آل علی هرکه بود
به سوگ سپهدار زاری نمود
هوش مصنوعی: هر کسی که زنی یا مردی از خانواده علی (علیهالسلام) بود، به خاطر از دست دادن سردار، به سوگ و اندوه نشست.
دهان ها پر از ویله و سینه چاک
به جای کله بر سرتیره خاک
هوش مصنوعی: زبانها پر از سخن هستند و دلها در حال گسست و اندوه، به جای اینکه سرها بر دمی زندگی بزاوند، بر زمین میخوابند.
همه مویه گر گرد شاه آمدند
ابا ناله و اشک و آه آمدند
هوش مصنوعی: همه کسانی که به دربار شاه آمدهاند، با گریه و زاری و ناله و اشک حضور پیدا کردهاند.
همه زار گفتند کای نامدار
دلیر و سپهدار و خنجر گذار
هوش مصنوعی: همه به طور همزمان گفتند: ای بزرگ و شجاع و فرمانده که همیشه آماده جنگی.
پسر عم شاه مدینه رسول
گرامی چو جان پیش شوی بتول
هوش مصنوعی: پسر عموی شاه مدینه، رسول گرامی، همچون جان در پیش روی حضرت بتول قرار دارد.
ستوده گهر میر رزم آزمای
نبیره ی ابوطالب پاکرای
هوش مصنوعی: به ستایش از ویژگیهای فرمانده شجاعی میپردازیم که فرزند نوهی ابوطالب با شرافت و پاکی است.
جوانمرد عم زاده ی شاه دین
به تیغ ستم کشته ی را ه دین
هوش مصنوعی: جوانمردی که نسبش به شاه دین میرسد، به وسیله ظلم و ستم جان خود را از دست داده است و در راه دین کشته شده است.
زدامان شه گشته دستت رها
فرو رفته اندر دم اژدها
هوش مصنوعی: از دامن پادشاها، دستت آزاد شده و در درون دهان اژدها گرفتار و فرو رفتهای.
همه دوده را زار بگذاشته
به خلد برین رایت افراشته
هوش مصنوعی: همهٔ کسانی که در سختی و فقر زندگی کردهاند، حالا در بهشت آرامش یافته و پرچم عزت و افتخار را برافراشتهاند.
که ازما بدینسان تورا دور کرد؟
که ما را دو بیننده بی نور کرد
هوش مصنوعی: چه کسی تو را اینگونه از ما دور ساخت؟ که ما را با وجود دو ناظر، به بینوری کشاند؟
که شه را زمرگ تو بی یار کرد
کدامین بداختر چنین کارکرد؟
هوش مصنوعی: کدامین زن بدطینت باعث شد که شاه از مرگ تو بییار و غمگین شود؟
دریغ آن برو جوشن پهلوی
دریغ آن سر و افسر خسروی
هوش مصنوعی: آه نکنید که چه زیاد از دست رفته است، آن زرهی پهلوی و آن تاج سر شاهانه که دیگر وجود ندارند.
دریغ آن درخت گشن شاخ و برگ
که با تیشه از ریشه افکند مرگ
هوش مصنوعی: درختی که سرسبز و پرشاخ و برگ بود، افسوس که به دست مرگ از ریشه بریده شد.
دریغ ای جهان را تو چشم و چراغ
که مرا را زتو بهره شد درد و داغ
هوش مصنوعی: متاسفانه، ای دنیا که مانند چشم و چراغی برای من بودی، من از تو درد و رنجی به همراه دارم.
تو چون کشته گشتی به شمشیر کین
مماناد بی تو سپهر و زمین
هوش مصنوعی: وقتی که به دست دشمن کشته شدهای، مگذار که بدون تو آسمان و زمین به حالت خود ادامه دهند.
فراوان چو زین گونه کردند یاد
شهنشه به اندرزشان لب گشاد
هوش مصنوعی: وقتی که مردم به یاد پادشاه از این گونه صحبت کردند، بخاطر نصیحت او شروع به سخن گفتن کردند.
شکیب از غم و رنج بخشودشان
ز دل زنگ تیمار بزدودشان
هوش مصنوعی: صبر و شکیبایی باعث شد که غم و درد را از دلشان برطرف کند و از غم و اندوه پاکشان کند.