برگردان به زبان ساده
گزین پور پیغمبر تاجدار
چو در بگشاد بار
هوش مصنوعی: وقتی که پسر پیامبر بزرگوار و تاجدار از در وارد شد، فضایی پر از احترام و ارادت ایجاد شد.
یکی شیر ناگه ز هامون رسید
چو فرزند شیر خدا را بدید
هوش مصنوعی: یک شیر ناگهان از هامون پیدا شد و وقتی فرزند شیر خدا را دید، به او توجه کرد.
به پای همایون اوسر نهاد
همی لابه کرد و زمین بوسه داد
هوش مصنوعی: او به پای آن شخص بزرگوار سجده کرد و با دل شکستگی درخواست خود را بیان نمود و به زمین بوسه زد.
شهنشه فرا گوش اوبرد سر
خبر باز پرسید ازآن جانور
هوش مصنوعی: وزیر در گوش پادشاه خبری را آورد و او درباره آن موجود عجیب سوالی کرد.
زکار بزرگان کوفه دیار
هم از پور مرجانه ی نابکار
هوش مصنوعی: از کارهای ناپسند و زشت بزرگانی که در کوفه زندگی میکنند، به خوبی میتوان به ناپاکی و بدسگالی فرزند مرجان پی برد.
به فرزند شیر خدا شیر گفت:
که ای آگه از رازهای نهضت
هوش مصنوعی: به فرزند شیر خدا فرمود: ای کسی که از اسرار نهضت آگاه هستی.
همه کوفیان ازتو برگشته اند
پسر عم راد تو و را کشته اند
هوش مصنوعی: تمام کوفیان از تو فاصله گرفتهاند و پسر عمور تو را کشتهاند.
بگفت این و یکسو شد ازنزد شاه
به پرده سرا شاه پیمود راه
هوش مصنوعی: او این را گفت و از پیش شاه دور شد و به سمت اتاق پردهای رفت، شاه نیز به راه خود ادامه داد.
شنیدم چو شد شهریار حجاز
به منزلگه سوقه خرگه فراز
هوش مصنوعی: شنیدم که زمانی که فرمانروای حجاز به مکان اقامت بازار نشینان رسید، پایینتر از مکانی بزرگ و مهم جای گرفت.
یکی گوشه ازبهر راحت گزید
درآن گوشه تنها دمی آرمید
هوش مصنوعی: در گوشهای از دنیا، برای آرامش خود، مکانی را انتخاب کردم و در آنجا یک لحظه به تنهایی استراحت کردم.
یکی رهنوردی چو برق جهان
بیامد بر شهریار جهان
هوش مصنوعی: یک مسافر مانند برق به سرعت به سوی پادشاه جهان آمد.
پژوهنده آمد شه از رهگذار
که از رازدان راز پنهان مدار
هوش مصنوعی: پژوهشگری از راه رسید که به او دستور دادند تا از کسی که به رازها آگاه است، هیچ رازی را پنهان نکند.
زکردار مسلم چه دانی همی؟
که از وی سخن بازرانی همی؟
هوش مصنوعی: از کارهای مسلم چه میدانی؟ که تو فقط از او سخن بازرگانها را میشنوی.
بدو گفت پوینده کای رهنمون
بننهادم از کوفه من پا برون
هوش مصنوعی: پوینده به رهنمون گفت: من از کوفه بیرون آمدم و دیگر نیازی به راهنمایی ندارم.
مگر آنکه دیدم به خون خفته زار
تن ابن عم تو ای تاجدار
هوش مصنوعی: تنها زمانی که دیدم بدن ابن عم تو به خون خوابیده و زار است، متوجه شدم.
دریغا از آن پر دل شیرمرد
که با کشوری جست تنها نبرد
هوش مصنوعی: ای کاش آن دلیر مردی که با شجاعت برای کشورش میجنگید، هرگز تنها نمیبود و در این نبرد تنها نمیافتاد.
شهنشه به خرگه غمین بازگشت
به سالار خود مویه پرداز گشت
هوش مصنوعی: پادشاه غمگین به قصر خود بازگشت و برای فرماندهاش به سوگواری و ناله پرداخت.
همی گفت رادا سواراسرا
خداوند را تیغ پر جوهرا
هوش مصنوعی: سوار در حال صحبت کردن بود و به خداوند اشاره میکرد، که دارای شمشیری با تیغهای گرانبها و باارزش است.
تو را آنکه با خنجر کین بکشت
مرا از فراق تو بشکست پشت
هوش مصنوعی: کسی که با خنجر دشمنی مرا به قتل رساند، به خاطر دوری تو مرا به شدت ناتوان و شکسته کرد.
دریغ ای سپهدار والای من
خم آورد مرگت به بالای من
هوش مصنوعی: افسوس، ای فرمانده بزرگ من، مرگت باعث شد که سر خم کنم و به خاک بیفتم.
دریغا نبودم به بالین تو
که در برکشم جسم خونین تو
هوش مصنوعی: ای کاش در کنارت بودم تا بتوانم جسم خونین تو را در آغوش بگیرم.
نبودم که برگیرمت سرزخاک
زخون شویمت چهره ی تابناک
هوش مصنوعی: من زمانی نبودم که تو را از خاک برکنم و با خون، چهرهات را درخشان کنم.
نهفتی چرا رنج و تیمار خویش
نکردی مرا آگهه ازکار خویش
هوش مصنوعی: چرا درد و ناراحتی خود را پنهان کردهای؟ مرا از کارهایی که میکنی آگاه نکردی؟
که پیل دمان رابرافکند سر
که شیر ژیان را بدرید بر؟
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف قدرت و عظمت یک موجود به نام «پیل» و همچنین اشاره به شکوه و توانایی «شیر» میپردازد. در واقع، نشان میدهد که در زمان خاصی، جانداران بزرگ و قوی قادر به انجام کارهایی فوقالعاده هستند و این قدرت ممکن است به دیگران آسیب بزند. به نوعی در این متن، در مورد چالشها و قدرتهای حیوانات و تأثیر آنها بر یکدیگر صحبت میشود.
که از پا فکند آن توانا تنا
که درجنگ بد – کوهی ازآهنا؟
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و توانمندی یک فرد یا نیروی قوی اشاره دارد که میتواند در میدان جنگ عظیمترین موانع را از سر راه بردارد. به نوعی، سخن از کسی است که با قدرت خود، حتی کوهها را نیز به زمین میزند و به راحتی بر دشواریها غلبه میکند.
که سر پنجه بر تفت ضرغام را
که خم داد بازوی بهرام را؟
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و نیرویی اشاره دارد که در آن شخصی با دقت و هنرمندی، توانسته است دشمنی را که چالش برانگیز بوده، شکست دهد یا از میدان به در کند. منظور از "سر پنجه" و "خم دادن" قدرتی است که در نبرد به کار گرفته میشود و نشاندهندهی مهارت و توانایی فرد در مقابله با حریف است. در اینجا، به صحبت از مقایسه و تمایز قهرمانان و نبردهایشان پرداخته میشود.
که کاخ شهی رابرافکند پست
که شاخ یلی رابهم درشکست؟
هوش مصنوعی: آیا میتوان کاخ یک پادشاه را به زمین زد در حالی که شاخ یک فیل شکستنی است؟
که بار دگر حمزه رابردرید
که باردگر دست جعفر برید؟
هوش مصنوعی: آیا دوباره باید حمزه را به شهادت برسانید و آیا دوباره باید دست جعفر را قطع کنید؟
که کرد آنچه کردی تو روز نبرد؟
که بایک سپه جز تو پیکار کرد؟
هوش مصنوعی: چه کسی در روز جنگ همان کارهایی را که تو کردی، انجام داد؟ جز تو کسی با این تعداد سپاه به نبرد نیامد.
ندانم پس ازکشتن ای جان پاک
سپردند جسم شریفت به خاک؟
هوش مصنوعی: نمیدانم بعد از اینکه جان پاکت را گرفتند، بدن شریف تو را به خاک سپردند؟
ویا پیکرت خوار بگذاشتند
ازآن پس که قتلت روا داشتند
هوش مصنوعی: پس از آن که جان تو را ستاندند، بدن تو را به باد فراموشی سپردند.
ستایش ز جان آفرین برتو باد
درود از رسول (ص) امین برتو باد
هوش مصنوعی: ستایش و سپاس از خداوند برای تو باد و درود و سلام بر پیامبر راستین بر تو نثار شود.
زمانی بدینگونه چون راز راند
همی خون زچشم خدا بین فشاند
هوش مصنوعی: زمانی به این شکل بود که مانند رازی عمیق، اشک از چشمان خداوند سرازیر شد.