برگردان به زبان ساده
بپیچید برخود کژدم زده
ویا همچو مار سرو دم زده
هوش مصنوعی: به خودت مسلط باش و مراقب باش که چگونه رفتار میکنی، مانند کژدمی که خود را میپیچد یا ماری که با احتیاط حرکت میکند.
بگفتش چرا خوردی آن نامه را؟
گرفتی به خود سخت هنگامه را؟
هوش مصنوعی: او از او پرسید چرا آن نامه را خوردی؟ چرا این جنجال و هیاهو را به جان خود گرفتی؟
بگفتاش: خوردم که تا راز اوی
نهان ماند ازچون تو ناپاکخوی
هوش مصنوعی: او گفت: من این را بیان کردم تا راز او که پنهان است، از افرادی چون تو که ناپاک هستید، محفوظ بماند.
بدو گفت دشمن: که نام تو چیست؟
دیارت کدام و نژادت ز کیست؟
هوش مصنوعی: دشمن به او گفت: نام تو چیست؟ از کدام دیار هستی و نسل و نژادت از چه کسی است؟
به پاسخ بگفت آن سپهر یلی
منم مردی ازدوستان علی
هوش مصنوعی: به پاسخ گفت که من از آسمان بزرگ و قوی هستم و مردی از دوستان علی.
بگفتا: خداوند آن نامه کیست؟
به کوفه فرستادنش بهر چیست؟
هوش مصنوعی: او پرسید: چه کسی صاحب این نامه است؟ چرا آن را به کوفه فرستادهاند؟
بدو گفت عبدالله نامدار
که آن درج پر گوهر شاهوار
هوش مصنوعی: عبدالله نامدار به او گفت که آن جواهر باارزش چون شاه میدرخشد.
بد از زاده ی شهسوار براق
به سوی بزرگان مرز عراق
هوش مصنوعی: بدی از فرزند یک پهلوان بسیار سریع به سمت بزرگان منطقه عراق میآید.
بپرسید ازنام آن مهتران
بدو گفت عبدالله کامران
هوش مصنوعی: از او نام آن بزرگترها را پرسیدند و او گفت: عبدالله کامران.
زمن راز پوشیده ی شه مجوی
وزین بیش بیهوده دیگر مگوی
هوش مصنوعی: رازهای من را از شه نپسند، و از این بیشتر بیهوده نگو.
چو دید آن زنازاده کردار او
به خشم اندرآمد ز گفتار او
هوش مصنوعی: زمانی که آن فرزند نامشروع رفتار او را مشاهده کرد، از صحبتهای او به شدت خشمگین شد.
بدو گفت: اکنون یکی زین دوکار
تو راکار باید همی اختیار
هوش مصنوعی: به او گفت: حالا باید یکی از این دو کار را انتخاب کنی.
به من پرده ازنام آنان گشای
ویا مرتضی (ع) را بگو ناسزای
هوش مصنوعی: پرده را از نام آنها برداشت کن و یا به من بگو که درباره مرتضی (علیه السلام) چه ناسزاهایی گفتهاند.
بگفت: اولین کارازمن مخواه
ولی ناسزا گفت خواهم به شاه
هوش مصنوعی: او گفت: نخستین درخواست را از من نکن، اما با این حال، به شاه گستاخی خواهم کرد.
چو این گفته بشنید ناپاکرای
بدوگفت: اینک به منبر برآی
هوش مصنوعی: وقتی ناپاکطینت این سخن را شنید، به او گفت: اکنون بر بالاى منبر برو.
به شوی بتول و دو فرزند اوی
بود هر چه آن ناسزا باز گوی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شخصی که در زندگی خود با همسر بتول (فاطمه) و دو فرزند او (حسن و حسین) زندگی میکند، باید هر چه بدخواهی و ناسزا در مورد ایشان گفته میشود را نادیده بگیرد و به آن اهمیت ندهد.
فرستاده بر منبر آمد چمان
چو جبریل برکرسی آسمان
هوش مصنوعی: پیک پیام آور مانند جبریل بر بالای صحنه نشسته و در برابر مردم قرار گرفته است.
پس آنگاه چونان که شایسته بود
فراوان نبی و علی را ستود
هوش مصنوعی: سپس به گونهای که شایسته بود، بسیار از نبی و علی ستایش کرد.
همی بردو فرزند شیر خدای
بسی آفرین خواند آن پاکرای
هوش مصنوعی: او فرزندان شیر خدای را به طرف خود میکشاند و به آنها بسیار توصیف و تحسین میکند.
مرآن رهبران را ستودن گرفت
نیایش همی بر فزودن گرفت
هوش مصنوعی: رهبران را ستایش کردند و دعاها و نیایشها نیز افزایش پیدا کرد.
زال امیه سپس کرد یاد
به دشنام آنان زبان برگشاد
هوش مصنوعی: زال امیه به یاد آورد و زبانش به دشنامهایی درباره آنها گشوده شد.
ازآن دو ده بد هر چه می خواست گفت
بدان سان که نزدیک و دورش شنفت
هوش مصنوعی: او از آن دو ده هر چه میخواست را گفت، به طوری که هم نزدیکی و هم دوری شنیدند.
پس آنگه زکار بد اختر زیاد
همان اهرمن زاده ی پر فساد
هوش مصنوعی: پس از آن، به خاطر نیکوکاران زیادی که بدی میکنند، همان دیو زادهای که فساد زیادی به بار آورده است.
بسی یاد کرد و بسی راز راند
بسی لعن و نفرین بدو باز راند
هوش مصنوعی: او بارها به یادش بود و بسیار دربارهاش صحبت کرد، همچنین نفرین و لعنتهای زیادی به او فرستاد.
به مرجانه و پور آن نابکار
فرستاد نفرین فزون ازشمار
هوش مصنوعی: به مرجان و پسر نابکار او نفرینی بیشتر از حد تصور فرستاد.
وزان کارها کان زن شوم کرد
که رسوا همی زان بر و بوم کرد
هوش مصنوعی: او از کارهایی که انجام داد به این نتیجه رسید که باعث رسوایی خودش و دیگران خواهد شد.
چو لختی فرستاده ی ارجمند
سخن سخت گفت از زن سست بند
هوش مصنوعی: وقتی فرستادهی محترم مدتی صحبت کرد، چیزهای دشواری از زنی ضعیف بیان کرد.
بگفت: ای بزرگان کوفه دیار
اگر در درونتان بود درد یار
هوش مصنوعی: ای بزرگان کوفه، اگر درد فراق یار در دلهایتان وجود دارد، به آن توجه کنید.
مرا زاده ی شهسوار براق
فرستاده سوی شما ازعراق
هوش مصنوعی: من از طرف یک شهسوار شجاع به شما از عراق فرستاده شدهام.
خود از مرز بطحا همی با سپاه
بدین سوی نزدیک پیموده راه
هوش مصنوعی: او با یک گروه نظامی از سمت مرز بطحا به اینجا نزدیک شده و راه را پیموده است.
به دیدار شاه فراز و فرود
پذیره شدن را شتابید زود
هوش مصنوعی: به ملاقات شاه رفتن و پذیرایی از او، کار سریع و فوریای است.
ممانید بر جایگاه نشست
بدارید از پور مرجانه دست
هوش مصنوعی: بر روی جا و مکان خود ثابت بمانید و از فرزند مرجان دست نکشید.
پس آنگه به حکم امیر شریر
فکندند اورا زمنبر به زیر
هوش مصنوعی: پس از آن، به دستور امیر خشمگین، او را از بالای جایی پایین انداختند.
پلید ی بزد تیغ برگردنش
به خاک اندر افکند روشن تنش
هوش مصنوعی: انسانی را که ناپاک و بداندیش بود، با تیری به زمین انداختند و جسم روشن و پاک او به خاک افتاد.
زیزدان درود فراوانش باد
فری برزبان ثنا خوانش باد
هوش مصنوعی: خدا را به خاطر بزرگی و نعمتهایش سپاس میگوییم و برای او آرزوی برکت و ستایش داریم.