برگردان به زبان ساده
چو آگاهی آمد به پور زیاد
همان بد گهر زاده ی پر فساد
هوش مصنوعی: زمانی که آگاهی و دانایی به فرزند زیاد برسد، او نیز همانند پدرش دچار فساد و نابهنجاری خواهد بود.
که از مرز بطحا سوی کوفه راه
سپرده است دارای دین با سپاه
هوش مصنوعی: کسی که با ایمان و معتقد به دین، راهی را به سوی کوفه از مرز بطحا آغاز کرده است.
به بر خواند آن نابکار شریر
همان زشت اختر حصین نمیر
هوش مصنوعی: آن بدکار شرور، بر روی حصین نمیر میخواند، همان کسی که ستارهاش زشت و شوم است.
بدو گفت رو با سپاهی دمان
به سر منزل قادسیه بمان
هوش مصنوعی: به او گفت برو و با سپاهیان هنگامی کوتاه در قادسیه بمان.
سرراه بر شاه بند استوار
مهل تا سوی کوفه آرد گذار
هوش مصنوعی: در مسیر شاه، بند محکمی وجود دارد. اجازه بده تا به سوی کوفه برود.
سوی قادسیه مر آن زشت خوی
روان گشت با لشگری کینه جوی
هوش مصنوعی: به سوی قادسیه، آن فرد بد ذات با لشکری پر از کینه حرکت کرد.
چو در بطن رمه شهنشه رسید
درآن سرزمین با سپاه آرمید
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه به دامنههای رمه رسید، در آن منطقه با سپاه خود فرود آمد و استراحت کرد.
به فرموده ی شاه فرخ دبیر
رقم زد زمشک سیه برحریر
هوش مصنوعی: به دستور شاه فرخ، دبیر با مهارتش، با رنگ مشکی بر پارچه ابریشمی نوشت.
که ای شیر مردان کوفه دیار
نوشته مرا مسلم نامدار
هوش مصنوعی: ای پهلوانان کوفه، من هم به نام مسلم شناخته میشوم.
که درکوفه باآن پسر عم من
نمودید بیعت همه انجمن
هوش مصنوعی: شما در کوفه با آن پسر عمویم بیعت کردید و به این ترتیب به انجمن همه پیوستید.
من اینک به همراه یاران خویش
بدان سوی ره برگرفتیم پیش
هوش مصنوعی: در حال حاضر به همراه دوستانم به سمت آن سوی مسیر حرکت کردیم.
بود مسلم آن صفدر پاکرای
یکی تیغ ازتیغ های خدای
هوش مصنوعی: مسلماً آن مرد بینظیر و پاک آن چنگ برندهای است از تیغهای خداوند.
نمایید برگرد او انجمن
که فرمان او هست فرمان من
هوش مصنوعی: شما دور او جمع شوید، چون که اوست که دستوراتش بر من نیز حکومت دارد.
ببرخواند پیکی سپس تیزگام
که عبدالله یقطرش بود نام
هوش مصنوعی: ببر پیامی را دریافت کرد و سپس با سرعت زیادی حرکت کرد، و آن پیام از طرف عبدالله یقطر بود.
که با شاه لب تشنه همشیر بود
به هر کار باهوش و تدبیر بود
هوش مصنوعی: کسی که در کنار پادشاه در شرایط سخت و دشوار است و در هر زمینهای هوش و تدبیر دارد.
بدوگفت کاین نامه ی نامدار
ببر سوی مردان کوفه دیار
هوش مصنوعی: به او گفت که این نامهی مشهور را به سوی مردان کوفه که در آن دیار زندگی میکنند برسان.
فرستاده ی بگرفت و منزل برید
بدو گشت چون قادسیه پدید
هوش مصنوعی: پیامرسان را گرفت و به منزل رفت. او به سرعت از کنار آن مکان گذشت و به یاد قادسیه افتاد.
گرفتند او را گروه شریر
چو دیدش بد اختر حصین نمیر
هوش مصنوعی: گروهی بدذات او را به محاصره درآوردند وقتی که او را مشاهده کردند که شانس خوبی ندارد و در وضعیتی ناامید کننده قرار دارد.
بدانست کان مرد نام آور است
سوی کوفه ازشه پیام آور است
هوش مصنوعی: میفهمید که آن مرد، شخصیت برجستهای است که از سوی پادشاه به کوفه فرستاده شده است.
همی خواست تا نامه ی شاه ازوی
ستاند مرآن زشت نا پاکخوی
هوش مصنوعی: او میخواست که نامهی شاه را از او بگیرد، اما آن فرد بدسگال و ناپاکخوی بود.
چو عبداله آن کار نظاره کرد
پی مصلحت نامه را پاره کرد
هوش مصنوعی: وقتی عبدالله آن کار را دید، به خاطر مصلحت، نامه را پاره کرد.
به دندان بخایید و بردش فرو
درود ازخدا و پیمبر براو
هوش مصنوعی: به دندان خود فشار بیاور و او را به درگاه خدا و پیامبر بسپار.
چو اهریمن این دید آمد به جوش
بسی ناسزا گفت آن تیره پوش
هوش مصنوعی: مثل اهریمن که به خشم میآید، او نیز به شدت شروع به ناسزا گفتن کرد و کلمات زشتی را بر زبان آورد.
فرو بست بازوی مردانه اش
فرستاد زی پور مرجانه اش
هوش مصنوعی: او بازوی قوی و نیرومندش را به ماورای مرزهای مرجانه اش فرستاد.
چو ابن زیاد تبه روزگار
شد آگاه ازکار آن نامدار
هوش مصنوعی: زمانی که ابن زیاد به بدبختی و نابودی گرفتار شد، از کارهای آن شخصیت بزرگ آگاه شد.