برگردان به زبان ساده
زعبدالله بن سنان این خبر
بدین سان نوشتند اهل سیر
هوش مصنوعی: اهل سیر از عبدالله بن سنان گزارشی را به این شکل نوشتهاند.
که او گفت روزی که شاه حجاز
سفر رازبطحا زمین کرد ساز
هوش مصنوعی: او گفت روزی که پادشاه حجاز سفر کرد و به زمین رازبطحا قدم گذاشت.
شدم تا ببینم جمالش همی
همان دستگاه و جلالش همی
هوش مصنوعی: من به اینجا آمدم تا زیبایی او را ببینم و همانند آن شکوه و عظمتش را تجربه کنم.
چو رفتم بدانجا که بودش سرای
بدیدم یکی درگه عرش سای
هوش مصنوعی: وقتی به آنجا که خانهاش بود رفتم، دیدم که جایگاهی شبیه به عرش داشت.
بدان نامور درگه پر شکوه
زهر دست مردم گروها گروه
هوش مصنوعی: در آن مکان مشهور و با شکوه، مردم به گروههای مختلف جمع شدهاند.
کشیده بسی توسن راهوار
بسی ناقه با هودج شاهوار
هوش مصنوعی: بسیار سپر شدهاند و بسیاری نیز در آرامش و قدرت در حال پیشروی هستند.
زمانی بسی خیره کردم نگاه
بدان شوکت و حشمت و دستگاه
هوش مصنوعی: مدت زیادی به زیبایی و عظمت آن چیز خیره شدم و به تماشای آن دیوانه کننده نشستم.
که ناگه زسویی یکی بانگ خاست
کزآن مغز آفاق گفتی بکاست
هوش مصنوعی: ناگهان از سمتی صدایی بلند شد که از آن میشد فهمید که تمامی عالم در حال فروپاشی است.
جوانی پدید آمد آراسته
به اندام چون سرو نو خاسته
هوش مصنوعی: جوانی ظاهر شد که مانند سرو، قد و قامتش به زیبایی آراسته بود و نو و تازه به نظر میرسید.
سنانیش درکف چو پیچیده مار
یکی تیغش اندر میان آبدار
هوش مصنوعی: دسته تیرش مانند کمر مار پیچیده شده و یکی از تیغههای آن در میان آب قرار دارد.
به گرد اندرش چند زیبا جوان
دلیر و سرافراز و روشن روان
هوش مصنوعی: به دور او چندین جوان زیبا و شجاع و با سرفرازی و روشنضمیر ایستادهاند.
یکایک به سیما چو سیمای روی
تناتن به بالا چو بالای اوی
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به زیبایی چهرهات، مانند چهرهای دلنواز و زیبا هستند و به سمت بالا، مانند بالهایی که بر روی سر توست، میدرخشند.
پژوهش نمودم که این مردکیست
ز یاران شاهنشهش نام چیست
هوش مصنوعی: من تحقیق کردم که این مرد کیست و از دوستان شاه بزرگ چه نامی دارد.
بگفتند: کاین پوردخت علی است
هنرمند شیر کنام یلی است
هوش مصنوعی: گفتند که این دختر از خانواده علی است و هنرمندانه مانند شیری در دل میدان نبرد عمل میکند.
مر او را رقیه است فرخنده مام
گرامی پدر مسلم نیک نام
هوش مصنوعی: این شخص دارای عنوان و مقام بلندی است و مادرش از خانوادهای بزرگ و گرامی است، در حالی که پدرش نیز معروف به نیکی و احترام است.
همین است عبدالله مسلما
دلیر و جوان از بنی هاشما
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی به نام عبدالله میپردازد که بهطور قطع شجاع و جوان از نسل بنیهاشم است.
دگر سرورانند ز آل عقیل
به مردی همه بی نظیر و عدیل
هوش مصنوعی: در میان نژاد عقیل، افرادی هستند که از نظر مردانگی و سربلندی بینظیر و همتراز با یکدیگرند.
چو آنان گذشتند برخاست غو
رسیدند از پی گروهی زنو
هوش مصنوعی: زمانی که آنها (افراد یا گروهی) عبور کردند، سر و صدایی ایجاد شد و به دنبال گروهی از جانب او (زن یا فردی خاص) رسیدند.
همه آسمان قدر و خورشید چهر
نپروده همتای هر یک سپهر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به بزرگی و عظمت آسمان و خورشید اشاره دارد و میگوید که هر یک از آنها بر اساس ویژگیهای خاص خود جایگاهی مشابه دارند و هیچیک نمیتواند جای دیگری را بگیرد. هر کدام از آنها در عالم خود بینظیر و منحصر به فرد هستند.
دو زیبا جوانشان شده پیشرو
به برج شرف هر یکی ماه نو
هوش مصنوعی: دو جوان زیبا به جلوهگری آمدهاند، مانند دو ماه نو که بر فراز برج فضیلت میدرخشند.
پژوهنده گشتم من از نامشان
هم از پروز و باب وهم مامشان
هوش مصنوعی: من در جستجوی نامشان و همچنین در پی یافتن خانواده و والدینشان به پژوهش و بررسی پرداختم.
مرا پاسخ آور چنین گفت باز
که هستند شهزاده گان حجاز
هوش مصنوعی: او به من پاسخ داد که در حجاز، شاهزادگانی وجود دارند.
همه در گهر مجتبی زاده اند
چو فرخنده باب خود آزاده اند
هوش مصنوعی: همه در صفای وجود مجتبی به دنیا آمدهاند، مانند اینکه پدر خوشبخت آنها آزاد و رها بوده است.
مرآن دو جوان قاسم و احمدند
که مهر افسر و آسمان مسندند
هوش مصنوعی: این دو جوان، قاسم و احمد هستند که مانند تاج روی سر و مانند آسمان بر بالای سرشان میدرخشند.
چو رفتند آن سروران ازنظر
یکی ویله برخاست بار دگر
هوش مصنوعی: وقتی آن بزرگان و سروران از دید دور شدند، دوباره صدایی از دل برخاست.
جوانی مرآن جمله را پیشتاز
که همتا نبودش به مرز حجاز
هوش مصنوعی: جوانی که توصفش میشود، در میدان پیشتاز است و در صفات بینظیرش، هیچ کس به پایش نمیرسد، حتی در سرزمین حجاز.
فزون از فلک فر والای او
چو شیر خدا چهر و بالای او
هوش مصنوعی: عظمت او از آسمانها بیشتر است، مانند شیر خدا، چهره و قامتش بلند و باشکوه است.
ابر دست فرخنده ی آن جناب
درفشی درخشان تر از آفتاب
هوش مصنوعی: ابر به عنوان نشانهای از برکت و خیر، به دست آن فرد بزرگ و والا نسبت داده شده است، و آن درفش یا پرچم او نسبت به آفتاب، نور و درخشندگی بیشتری دارد.
زچهرش هویدا فروغ جلال
نماز آور ابروانش هلال
هوش مصنوعی: از چهرهاش روشنی و جلالی نمایان است، و ابروانش به صورت هلالی شکلی زیبا را به وجود آورده است که مانند جماعت نمازگزاران میباشد.
بپرسیدم این مرد را چیست نام
که همتای او ناید از هیچ مام
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که این مرد کیست و چه نامی دارد، که هیچکس دیگری نمیتواند به پای او برسد.
یکی گفت عباس این صفدر است
که در زور و بازوی چون حیدراست
هوش مصنوعی: یکی گفت که عباس، همان کسی است که در قدرت و توانایی بدنی شبیه به حیدر (علی) است.
دگر پر دلان اند اخوان اوی
که ازشیر غژمان نتابند روی
هوش مصنوعی: افرادی که دلی پر از عشق و محبت دارند، به راحتی نمیتوانند از محبت و لطف کسی که دوستش دارند روی برگردانند و دور شوند.
چو اینان گذشتند آمد زپس
دو سرورکه گفتی رسولند و بس
هوش مصنوعی: وقتی این افراد عبور کردند، دو بزرگوار دیگر آمدند که میتوان گفت فقط پیامبرند.
دوتن برتر ازعرش معراجشان
ز دستار پیغمبری تاجشان
هوش مصنوعی: دو نفر بالاتر از عرش (آسمان) هستند، معراج (عروج) آنها به دلیل تاجی است که از دستار پیامبری دریافت کردهاند.
یکی وارث صفوت مصطفی
یکی صاحب صولت مرتضی (ع)
هوش مصنوعی: یکی از آنها وارث خوبیها و ویژگیهای پیامبر اسلام است و دیگری دارای توانایی و قدرت ویژهای است که به او تعلق دارد.
یکی شربتی از لبش سلسبیل
یکی بنده ای بردرش جبرئیل
هوش مصنوعی: شخصی نوشیدنی خوشمزهای از لبان او دارد، و یکی از بندگان به درگاهش مانند جبرئیل نزدیک است.
گشودم چو چشم آن دو را برعذار
دل ازدست من رفت و دستم زکار
هوش مصنوعی: چشمانم را که بر چهره دل گشودم، همه چیز از دستانم رفت و دیگر نمیتوانستم کاری انجام دهم.
خبر باز پرسیدم ازآن دو تن
چنین گفت و بنده با من سخن
هوش مصنوعی: از آن دو نفر درباره ی خبری پرسیدم و آنچنان که گفته شد، بنده با من صحبت کرد.
که هستند درچرخ دین نیرین
دو فرزند فرخ رخ انداز حسین
هوش مصنوعی: در چرخ دین، دو فرزند با چهرهای درخشان و خوشقدم، وجود دارند که به حسین نسبت داده میشوند.
علی هردو را نام و عالیمقام
دو نوباوه از دخت خیرالانام
هوش مصنوعی: علی، هر دو را با نام و مقام بلند، دو کودک تازه به دنیا آمده از دختر خیرالانام معرفی میکند.
چو آن جمله رفتند زی پیشگاه
چمیدم من ازبهر دیدار شاه
هوش مصنوعی: وقتی همه آنها به حضور شاه رفتند، من به خاطر دیدن او کمی تردید کردم و مکث کردم.
برفتم بدیدم که آن شهریار
زده تکیه برکرسی اقتدار
هوش مصنوعی: من دیدم که آن پادشاه به تکیهگاه سلطنت خود نشسته است.
رده بسته یاران همه گرد شاه
چو انجم به گرد درخشنده ماه
هوش مصنوعی: دوستان همه در کنار شاه جمع شدهاند، مانند ستارهها که دور ماه درخشان میچرخند.
همانگه شهنشه در راز سفت
به فرخ برادرش عباس گفت
هوش مصنوعی: در همان لحظه، شاه بزرگ در مورد راز مهمی که در دل داشت، به برادر خوشبختش عباس گفت.
که با خود هم ایدون ایا نامور
همه هاشمی زاده گان را ببر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آیا کسی میتواند نام تمام فرزندان هاشمی را به یاد بیاورد یا با خود به یاد آورد. در واقع، این جمله بیان میکند که شاید فردی با خود فکر کند و به یاد هاشمیزادگان بیفتد.
بیار از حرم خواهران را برون
سبک درعماری نشان برهیون
هوش مصنوعی: از حرم خواهران به بیرون بیاور و نشانهای بر روی اسب نشان بده.
بگو تا نماند کسی درسرای
زاصحاب و یاران فرخنده رای
هوش مصنوعی: بگو تا هیچکس از دوستان و یاران خوشفکر در این خانه باقی نماند.
چو گفت این همه حاضران از حضور
یکی تیر پرتاب گشتیم دور
هوش مصنوعی: وقتی همه حاضران صحبت کردند، ما یکی از آنها را از دور نشانه گرفتیم و تیراندازی کردیم.
به فرمان شه رفت سالار راد
پیام برادر به خواهر بداد
هوش مصنوعی: سالار راد به دستور پادشاه، پیام برادرش را به خواهرش رساند.
چو زینب نیوشید از و این سخن
زمانی بپیچید بر خویشتن
هوش مصنوعی: وقتی زینب این سخن را شنید، به فکر فرو رفت و دربارهاش تأمل کرد.
بگفت ای برادر به دارای دین
زگفتار من باز گوی اینچنین
هوش مصنوعی: برادر، هر چه درباره دین و باورهای من میگویی، لطفاً به شیوهی من تکرار کن.
که تا خود نیایی روان دربرم
نخواهم برون پا نهاد ازحرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو خود نیایی و جانم را در آغوش نگیری، از حرم بیرون نخواهم رفت.
سپهبد ز دخت پیمبر (ص) پیام
سبک برد زی سبط خیرالانام
هوش مصنوعی: سردار از دختر پیامبر (ص) پیام خوبی به نوهی بهترین انسانها آورد.
چو شاه ازبرادر بدین سان شنید
به نزدیک فرخنده خواهر چمید
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه این صحبت را از برادر خود شنید، به نزد خواهرش فرخنده رفت.
زمانی بدو دید و بگریست زار
نوازش نمودش برون ازشمار
هوش مصنوعی: در زمانی او را دید و بسیار گریه کرد و به او مهربانی کرد، به گونهای که نمیتوان حساب کرد.
پس ازپرده آن بانوی پرده گی
که کردی به جان مریمش بنده گی
هوش مصنوعی: پس از آن که آن بانوی با وقار و با حجاب که به خاطر او زندگیام را وقف او کردم، خود را به نمایش گذاشت.
برآمد خرامان به همراه شاه
به برج عماری درون شد چو ماه
هوش مصنوعی: او با ناز و آهستگی به همراه شاه به برجی رفت و درون آن مانند ماه جلوهگری کرد.
ابوالفضل بنمود زانو دو تو
که ماه حرم پا گذارد بدو
هوش مصنوعی: ابوالفضل با خم کردن زانوهایش نشان داد که ماه حرم به او نزدیک شده و پا در عرصه وجود گذاشته است.
به زانوی عباس بنهاد پای
به نفس نفیس آن شه پاکرای
هوش مصنوعی: عباس زانو زد و پای خود را به پای آن پادشاه پاکنهاد و باارزش نهاد.
بزد دست و بازوی خواهر گرفت
هم او نیز دوش برادر گرفت
هوش مصنوعی: دختری به سمت برادرش رفت و دست او را گرفت و سپس برادر هم او را در آغوش گرفت.
به دوش شهی پنجه زد استوار
که شد برسردوش احمد سوار
هوش مصنوعی: شاهی با قوت و استحکام بر دوش خود بار سنگینی را تحمل میکند و در نهایت بر دوش احمد سوار میشود.
چو بی کس شد آن دختر بوتراب
چرا آسمانا نگشتی خراب؟
هوش مصنوعی: وقتی آن دختر بیکس و تنها شد، چرا آسمان به حال او افسرده نشد و خراب نگشت؟
دریغا چو برناقه می شد سوار
پس ازشاه آن بانوی داغدار
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن لحظهای غمانگیز و فقدان است. شاعر از بانوی داغداری سخن میگوید که بعد از شاه، برای سواری بر اسب برنایی، همچنان احساس ناراحتی و دلتنگی میکند. این اشاره به اندوه و یادآوری خاطراتی دارد که او را آزار میدهد.
نه فر برادر بدی برسرش
نه عباس و نه قاسم و اکبرش
هوش مصنوعی: او نه برادرانی چون فر در کنار خود دارد، نه کسی مثل عباس، قاسم و اکبر در حمایت اوست.
غرض آن سرافراز دخت رسول
درآن روز ازپرده همچون بتول
هوش مصنوعی: هدف آن دختر بزرگوار پیامبر در آن روز از پرده، همچون پاکدامنی و عصمت بانو بتول بود.
برآمد بر آن شوکت و اقتدار
نشست اندر آن هودج نشین
هوش مصنوعی: او با قدرت و جلال خود ظاهر شد و در آن کالسکهای که نشسته بود قرار گرفت.
دگر بانوان شه راستین
ابر ناقه گشتند هودج نشین
هوش مصنوعی: دیگر زنان دربار مانند ابر بزرگ و سنگین شدند و در هودجهای خود نشستهاند.
دگر کودکان و پرستنده گان
گرفتند هریک به محمل مکان
هوش مصنوعی: دیگر کودکان و پرستندگان هر کدام به سمت مکانی رفتند و در آنجا جای گرفتند.
سپس شاه برناقه ی راهوار
چو پیغمبر آمد به رفرف سوار
هوش مصنوعی: سپس پادشاه جوان و شجاع مانند پیامبری بر اسب زیبا و راحت سوار شد.
به زین برنشستند یاران همه
برآمد زلاهوتیان زمزمه
هوش مصنوعی: دوستان همگی سوار بر زین شدند و صدای دلنشینی از آسمان به گوش رسید.
سرافیل بنواخت کوس رحیل
به چاووشی آمد چمان جبرییل
هوش مصنوعی: سرافیل با نواختن شیپوری آماده رفتن شد و جبرئیل به آرامی و با زیبایی به سوی او آمد.
سوی کوفه با رنج و تیمار و غم
امیر حرم ره سپرد ازحرم
هوش مصنوعی: امام حسین با درد و رنج و اندوه، از حرم به سوی کوفه رفته است.
چو آمد به تنعیم شه با سپاه
بیا سود از رنج و تیمار راه
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه با سپاهش به تنعیم میآید، بهرهمند شو از زحمت و نگرانی در مسیر.