برگردان به زبان ساده
همان شب که اندر سحرگاه آن
بسیج سفر کرد شاه جهان
هوش مصنوعی: در همان شبی که شاه جهان تصمیم به سفر گرفت، صبحی دلانگیز و پر از نشاط آغاز شد.
شتابان بیامد به نزدیک شاه
محمد برادرش با اشک و آه
هوش مصنوعی: برادر شاه محمد با سرعت و عجله به نزد او آمد و در حالی که اشک میریخت و ناله میکرد، به او نزدیک شد.
بدو گفت کای برخلایق امام
شناسی تو خود کوفیان راتمام
هوش مصنوعی: به او گفت: ای کسی که در شناخت امامان مهارت داری، تو خود همانند تمام کوفیان هستی.
تو دیدی چه کردند با مرتضی (ع)
چسان کینه جستند با مجتبی
هوش مصنوعی: تو دیدی که با مرتضی چه کردند و چگونه نسبت به مجتبی کینهورز بودند.
مرو سوی آن قوم نا پاک را ی
بمان در حریم خدا بر – به جای
هوش مصنوعی: به سوی آن گروه ناپاک نرو، بگذار در حریم خدا بمانی.
که کس درحرم برتواش دست نیست
مپیما ره کوفه اید بایست
هوش مصنوعی: هیچ کس در حرم تو دستش به تو نمیرسد، پس راه کوفه را نپیماید و بایست.
شهنشه بدو گفت: کای نامور
همه راست گفتی سخن سربه سر
هوش مصنوعی: شاه به او گفت: ای مشهور، تو تمام حرفهایت را به درستی گفتی.
شو گر گزینم دراینجا مقام
حریم خداوند بی احترام
هوش مصنوعی: اگر در اینجا مقام پروردگار را انتخاب کنم، به او بیاحترامی کردهام.
ازآن رو که خواهند اهل ستم
بریزند خون مرا درحرم
هوش مصنوعی: به دلیل ظلم و ستمی که وجود دارد، افرادی تصمیم دارند که خون من را در مقدسترین مکانها بریزند.
محمد بدو گفت:کای شهریار
سفر را چو خواهی نمود اختیار
هوش مصنوعی: محمد به او گفت: ای پادشاه، سفر را چگونه میخواهی آغاز کنی؟
ازایدر برو سوی مرز یمن
که یاران ما است آنجا وطن
هوش مصنوعی: برو به سمت مرز یمن، چرا که دوستان ما در آنجا زندگی میکنند و آنجا خانهی آنان است.
ویا شو سوی بادیه رهسپر
درآنجا ببر چند گاهی به سر
هوش مصنوعی: به سمت بیابان برو و در آنجا مدتی استراحت کن.
شهش گفت: کامشب دراین کار من
به جای آرم اندیشه ی خویشتن
هوش مصنوعی: شخصی به من گفت که امشب در این کار باید به جای فکر کردن به خودم، تمرکز کنم.
دهم بامدادان تو را زان خبر
رو آسوده دل باش ا ی نامور
هوش مصنوعی: صبح زود به تو خبر میدهم، پس با دل آسوده و آرام باش، ای معروف و مشهور.